رازو رمز دلدادگی

رازو رمز دلدادگی

 

 

 

 

 

اگر سودای لیلی در سرت افتاد مجنون شو

که هر شهری به صحرای جنون دروازهای دارد

((هر کسی در طلب بیاید مرا می یابد و هر کس مرا بیابد مرا می شناسد و هر کس مرا بشناسد عاشق من می شود و هر کش عاشق من شود من او را عاشق خواهم شداو را خواهم کشت و دیه او را خواهم داد و دیه او خود من هستم)) "حدیث قدسی"

با شنیدن این حدیث قذسی یه حسی در من بیدار شد .خدایا ! وقتی در سایه وجودت آرامش می گیرم انگار هیچ وقت متولد نشده ام انگار هیچ وقت وجودم متحمل هیچ دردی نشده.انگار همیشه فقط من بودم تو.

چقدر لذت بخشه رسیدن به این نقطه که تو همیشه هستی و تو لحظه دلتنگی و تنهایی حضورداریحضورت را در قطره قطره اشکو احساس می کنم.وقتی از تو لبریز میشوم مطمئنم که خوشبخترین آدم زمینم.متاسفانه ما آدمها توی دنیای خودمون زندگی نمی کنیم حتی بعضی ها از خودشونم فراری هستن منظورم خود خودشونه نه چیزی که نشون می دن.

من تازه فهمیدم که عاشقم آری خداوند تنها معشوقیه که خودش به عاشقش برای به رسیدن به عشق یاری می رسونه .دوست دارم خودمو برای سفر آماده کنم .می د.نم باید از خودم هجرت کنم تا به خودم برسم.آری باید بار سفررو ببندیم.

دلتنگی ها و دلواپسی ها فقط کوله بار را سنگین می کنند.باید سفر کنم تا به او برسم.سبک.سبک مثل ........پر.

 

 


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد