ناله کن ای دل به عزای علی
گریه کن ای دیده برای علی
کعبه ز کف داده چو مولود خویش
گشته سیه پوش عزای علی
عمر علی، عمره مقبوله بود
هر قدمش سعی و صفای علی
دیده زمزم، که پر از اشگ شد
یاد کند، زمزمه های علی
تیغ شهادت سر او را شکافت
کوفه بود، کوه منای علی
عالم امکان شده پر غلغله
چون شده خاموش صدای علی
نیست هم آغوش صبا بعد از این
پیک ظفر بخش لوای علی
منبر و محراب کشد انتظار
تا که زند بوسه به پای علی
ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعای علی
آه که محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقای علی
مانده تهی سفره بیچارگان
منتظر نان و غذای علی
وای امیر دو سرا کشته شد
خانه غم گشته، سرای علی
پیش حسین و حسن و زینبین
خون چکد از فرق همای علی
خواهی اگر ملک دو عالم حسان
از دل و جان باش گدای علی
علی شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مر دود کافر
بخون شد وطه ور ساقی کوثر
---
اَللهُمّ الْعَن قتَلهَ اَمیرالمؤمنین
----
بیا ای دوست تا باهم بسوزیم
چو شمع محفل ماتم بسوزیم
من و تو سوگوار یک عزیزیم
بیا تا هردو در یک غم بسوزیم
بیا چون شمع و چون پروانه باشیم
به گرد هم بررای هم بسوزیم
بیا با محرمان دمساز گردیم
چرا از طعن نامحرم بسوزیم
چو می خواهی در ان عالم نسوزی
همان بهتر در این عالم بسوزیم
به خورشید محبت ره توان برد
اگر یک صبح چون شبنم بسوزیم
چو می باید بسوزد سینه بگذار
بیاد عترت خاتم بسوزیم
کمال سوختن عشق علی است
مبادادر عزایش کم بسوزیم
نسوزد آفتاب حشر مارا
اگر از داغ او یکدم بسوزیم
(محمد)باز از سوز جگر گفت
بیا ای دوست تا باهم بسوزیم
فرق مولا شکافته شده ... پایه های هدایت در هم شکسته شده ... فریاد جبرئیل بلند است ... قتل علی المرتضی...خنجرهایی که هر صبح و شام بر قلبتان میزدند ، آنقدر پیشانیتان را چروک کرده بود که تنها شمشیر ابن ملجم میتوانست آنها را از هم باز کند! وای بر ما که شما سالها انتظار آن لحظه را میکشیدید ...ای کاش میشد یک بار دیگر، دستتان را روی سرم بکشید.
ای کاش کاسه شیر مرا هم بگیرید ... پدر، مرو ...
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد
نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد
غمخوار دردمندان امشب شهید گردید
امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید
تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت
امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت
امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند
مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند
تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد
امشب به نام سجاد خط اسارت آمد
امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید
آری برادر امشب زینب اسیر گردید
باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان
امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران
امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید
امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
شعر از : حمید سبزواری
برای علی (ع) و مظلومیتش
این کوچه ها مهتاب بارانند، با تو
آرامش ماقبل طوفانند، با تو
از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان
در چارده تحریر می خوانند، با تو
"انا الیه راجعون" می ریزد از شب
آیات رحمان رو به پایانند، با تو
این قوم خواب آلود، غیر از نارفیقی
رفتار و کرداری نمی دانند، با تو
شرح غدیر و شام هجرت یادشان رفت
هرچه محمد(ص) نهی کرد، آنند با تو
در چلچراغ شام نه، در شمع کوفه
عدل و مروت با تو تابانند، با تو
حالا که داری می روی مسجد، ملائک
"فزت و رب الکعبه" می خوانند، با تو
از حضرت امام باقر (علیه السلام) نقل شده که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آن که در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف می کنند.
خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مبارکه قدر می فرماید: تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:
فیها یفرَق کلّ أمرٍ حکیم.1 در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر میشود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد.
این امر که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همه سورهها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود میآیند و این امر یک متولی و ولی میخواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می فرماید:
در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می شود؛ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهایم.
دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هر کس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش (علیهم السلام) نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می کشد و تاریکی دامن می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که در روز تمام چشم را پر می کردند و دیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید، رخت بربسته، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند. ولی تاریکی درغیاب رنگ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید و روز شرک وعدد "
لیلة القدر شبى است که قرآن نازل شده است و ظاهراً مراد به قدر، تقدیر و اندازهگیرى است. خداى تعالى در آن شب حوادث یکسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مىنماید، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مىسازد.
ندایی در وادی شب قدر
ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستادیم.
تو شب قدر را چگونه شبی میدانی؟
شب قدر، از هزار ماه بهتر است.
در آن شب فرشتگان و روح (جبرئیل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود میآورند.
آن شب، تا سپیده دمان، همه، سلام است و سلامت.
آیا کدامین شب؟ این امر بزرگ چیست؟ و این شب کدام است؟
آن شب فرخنده، که قرآن فرود آمده است، چه شب است؟
آن شب که از هزار ماه بهتر است، کدام لحظات گرانقدر است؟
آن شب، که فرشتگان فرود میآیند، و روح (جبرئیل) نیز فرود میآید، کدامین است؟
آن شب، که فرمانها و تقدیرها را به زمین میآورند، و بر طبق حکمت بر مینهند، و معین میدارند؟
آن شب، که تا سپیده دمان، همه لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ایمنی است و فرخندگی؟
این واقعیت بزرگ، که با "فعل مضارع" بیان شده است، و استمرار را میرساند چیست: "تنزل الملائکة و الروح …" فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و همی فرود آیند، به کجا؟
آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پیوسته فرود آیند، و به "اذن خدا"، هر "امری" و "تقدیری" را فرود آورند… این امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه کسی میروند، و فرمانها و تقدیرها را به چه کسی میسپارند؟ آنجا که روح بزرگ فرود میآید کجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مرکز ناموس، که "کل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده میشود، کدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در کدام سرمنزل قدس، و مهبط مطهر است؟
شب قدر است و طی شد نامه هجر
آن شب، که باید شکوائیه هجران را در نوردید، و به امید وصل و دیدار بیدار نشست، و از جام طهور "سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، کدام شب است؟ از ابوذر غفاری روایت است که گفت: به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران از جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست (پیامبر فرمود: "نه، بلکه شب قدر، تا قیام قیامت هست."
آن شب، که شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن از قرآن، آن شب را "شب وصل" مینامد، و نامه هجران را، در آن شب، طی شده و پایان یافته میخواند، کدام شب نورانی و دل افروز است؟ شبی که باید در عاشقی ثابت قدم بود، در طلب کوشید، و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت، و به نیایش پرداخت، و کار خیر کرد، و صالحات به جا آورد، و به نیازمندان رسید، و دانایی طلبید، و مذاکره علم کرد؟ شبی که در آن، کاری بیاجر نخواهد ماند؟ شبی که باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار آواره از دیار، و پنهان رخسار، با دردمندیهای عاشقانه نالید، و دیدار روی او را از خدای طلبید؟ … کدام شب عزیز است؟
شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر
برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک میبینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجر
وفا خواهی جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر
و دل به این شبها سپردن، خود از همان توفیقات است.
چنانکه از آیات سورة قدر بر میآید، در هر سال شبی است که ارزش و قدر و فضیلت آن از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان به همراه بزرگ خویش ـ روح ـ فرود میآیند و هر امر، فرمان و تقدیری را که از سوی خدا معین شده است، به نزد ولی مطلق زمان میآورند و به او تسلیم میکنند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اکرم(ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.1 امام جواد(ع) در بیان حقایق شب قدر فرمودهاند: خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت که در هر سال شبی باشد که در آن شب تفصیل امور و مقدرات یک سال فرود آید. بیشک پیامبران با شب قدر در ارتباط بودهاند و پس از ایشان نیز باید «حجت خدا» وجود داشته باشد؛ زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا لحظة فنای آن بیحجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر مقدرات را به نزد آن کس که بخواهد (وصی و حجت) فرو میفرستد. به خدا سوگند روح و ملائکه در شب قدر بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند، و حضرت آدم درنگذشت مگر این که برای خود وصی و جانشین تعیین کرد. بر هر یک از پیامبرانی که بعد از آدم آمدند نیز در شب قدر امر خداوند نازل میشد و هر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش میسپرد.2 قرآن در شب قدرقرآن یک بار در شب قدر بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و بار دیگر در طول بیست و سه سال بر زبان او جاری شد. پس از گذشت سالها از آن ایام در دوران ما نیز هر سال در شب قدر تفسیر آیات مربوط به یک سال بر حضرت صاحبالامر(ع) نازل میشود. یعنی در آن شب تفصیل مجملات قرآن و تأویل متشابهات آن و قیود اطلاقات و تمییز محکم از متشابه آن بر امام وقت نازل میگردد. بنابراین میفرمایند: اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز بر میدارند.3 خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت که در هر سال شبی باشد که در آن شب تفصیل امور و مقدرات یک سال فرود آید. بیشک پیامبران با شب قدر در ارتباط بودهاند و پس از ایشان نیز باید «حجت خدا» وجود داشته باشد. پس اگر شب قدر نباشد، احکامی از قرآن که دربارة قضایای جدید است نازل نخواهد شد. این عدل نزول بیتردید معلولِ نبودن شخصی است که احکام بر او فرود آید. اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد قرآنی نیز نخواهد بود؛ زیرا قرآن و صاحبالامر همگام و همراهند و از هم جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر پیامبر اکرم(ص) وارد شوند. امام جواد(ع) در تعلیمی گرانقدر و معرفتآمیز میفرمایند: ای پیروان تشیّع با مخالفان امامت به سورة «انّا انزلناه» استدلال کنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر(ص)، حجت خدای متعال بر خلق است. این سوره نقطة اوج دین شماست. این سوره نشانة ابعاد علم ماست. شیعیان! همچنین به سورة «حم دخان»که در آن آیة «انّا انزلناه فی لیلة مبارکة» آمده، استدلال کنید! این سوره (و این مقام) پس از رسولالله(ص) مخصوص ولی امر (حجت خدا) در هر زمان است.4 بنابر این روایات، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست که صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است. در شبهای قدر چقدر آن خیمه دیدنی است و آن مظهر جمال و جمیل زیارت کردنی، و آن محدوده و فضا که پیوسته جای آمد و شد فرشتگان است تماشایی. به درستی که مردم در آن شب به نماز و دعا و سؤال اشتغال دارند ولی صاحب این امر(ع) در کار دیگری است. فرشتگان بر او نازل میشوند و امور سال را بر او عرضه میدارند، از غروب خورشید تا طلوع آن. پیوسته برای او در آن شب تا طلوع فجر سلام است. چه شود که مطلع الفجر سورة قدر که فرج آن بزرگوار است فرا رسد و چنین نویدی گوش دل را صفا بخشد.
منبع: پایگاه حوزه |
اولین شب از شبهای قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمیرسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم میخورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل میشوند و به خدمت امام زمان علیهالسلام مشرف میشوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض میکنند.
اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام میشود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.
1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)
2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.
3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.
4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:
اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.
ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله
ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِعلیٍّ
ده مرتبه: بِفاطِمَةَ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ
ده مرتبه: بِالحُسَین ِ
ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین
ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ
ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی
ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.
پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.
5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.
6- احیا داشتن این شبها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوهها و وزن دریاها باشد.
7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.
8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...
1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".
2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".
3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .
4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.
فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.
در وجه تسمیه این شب مبارک به شب قدر وجوهى را ذکر کرده اند، از آن جمله : 1. چون شب شریفى است به آن لیلة القدر مى گویند؛ یعنى شبى که صاحب قدر و منزلت و شرافت است و از همین باب است ((و ما قدروا الله حق قدره ))(1) قدر خدا را چنان که در خور اوست نشناختند. چنان که عرب ها مى گویند: فلان له قدر، یعنى فلانى داراى شرافت و عظمت است .(2) 2. چون در این شب ، فرشتگان بسیارى به زمین مى آیند زمین تنگ مى گردد، لذا آنرا شب قدر نامیدند، زیرا قدر به معناى ضیق و تنگى است ؛ آیه شریفه (و من قدر علیه رزقه )(3) روزى او تنگ شده است شاهدى بر مدعاى ماست .(4) 3. یکى از معانى قدر، تقدیر و سرنوشت است و در این شب ، امور بندگان تا سال آینده مقدر مى گردد؛ و این وجه را بسیارى از مفسران از جمله علامه طباطبائى استوار دانسته اند. تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام ) روایت مى کند که : یقدر فى لیلة القدر کل شى ء یکون ... ؛ ((در شب قدر، هر امرى از امور بندگان تا شب قدر سال آینده معین مى گردد، از خیر و شر، طاعت و معصیت، ولادت و مرگ و روزى موجودات و هر آن چه در آن سال مقدر گشته حتمى است و خداوند را در آن مشیت است .)) بعضى هم تعیین مقدرات را به معناى اندازه گیرى بودجه سالانه زندگى تفسیر کرده اند که در نتیجه، اختیار مصرف - در راه صحیح یا ناصحیح - به دست خود انسان است . برخى آن را به شب امتحان دانش آموزان تشبیه کردهاند که اگر آن شب را به مطالعه دقیق بگذرانند، موفقیت یک سال خود را تامین نموده اند و اگر به سهل انگارى و بى اعتنایى گذرانند، با دست خود، مقدرات یک سال خویش را به خسران و بدى رقم مى زنند و در آن سال در جا خواهند زد. هم چنین اگر فردى شب قدر را با توبه و تصمیم بر ترک گناه و عزم بر اجراى احکام نورانى قرآن سپرى کرد، مقدرات سال آینده اش به نیکى رقم خواهد خورد، وگرنه در جا خواهد زد و طعم تلخ خسران را خواهد چشید.(5) امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: یفرق الله فى لیلة القدر، ما کان من شده او رخاء او مطر؛ بقدر ما یشاء الله (عزوجل ) ان یقدر الى مثلها من قابل .(6) خدا در شب قدر آنچه از سختى یا خوشى یا باران است به مقدارى که تا سال آینده خواهد، معین فرماید. محقق عالى قدر، مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانى مى نویسد: باید دانست که مقدرات مردم، که علم خدا بدان تعلق گرفته است، از ازل مبیّن بود، چون علم خدا ازلى است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب دیگر محو و اثبات مى کند، در همه وقت است، زیرا که به تواتر معلوم گردیده است که در همه ایام سال ، دعاها مستجاب شده و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته و این که تقدیر مقدرات در شب قدر خواهد بود، از مشکلاتى است که معناى آن بر ما معلوم نیست، مگر آن که بگوییم : دعا در این شب به اجابت نزدیکتر است .(7) 4. گفته شده است که علت نامگذارى این شب به ((قدر)) آن است که انزل فیها کتاب ذوقدر، الى رسول ذى قدر، لاجل امة ذات قدر، على یدى ملک ذى قدر. قرآن با قدر و منزلت بر پیامبر والاقدر و براى امت باقدر و ارزش، به واسطه ملکى صاحب قدر، نازل گردیده است .(8) 5. گاه نیز گفته اند: شبى است که مقدر گردیده تا ((قرآن )) در آن نازل شود. 6. یا از آن رو که هر کس این شب را زنده بدارد و احیا نگه دارد صاحب قدر و منزلت مى گردد، به لیلة القدر معروف شده است . ناگفته پیداست که جمع بین این وجوه نیز امکان دارد. پی نوشت ها: 1.حج (22)، آیه 74. 2.شیخ طوسى ، التبیان ، ج 10، ص 385؛ فتح القدیر، ج 5، ص 472 و مجمع البحرین ، ماده قدر. 3.طلاق (65) آیه 7. 4.در این خصوص آیه الله شیخ جعفر شوشترى در فوائد المشاهد گوید: ((بعضى اشکال کرده اند که ملائکه زیاده از حد است و محال است که زمین گنجایش آنها را داشته باشد و جواب داشته شده که قبیل ، قبیل نازل مى شوند؛ یعنى یک طایفه مى آیند و عروج مى کنند و بعد از آن ، طایفه دیگرى مى آیند.)) و افزوده است ، براى نازل شدن ملائکه و روح در شب قدر، چند وجه وجود دارد: اول آن که : این نازل شدن براى خصوصیتى است که خداوند عالم براى زمین قرار داده است ، در خصوص این شب قدر. دوم آن که: نازل مى شوند براى ملاحظه کردن پاره اى از عبادات که در زمین است و در آسمان نیست ، مثل : ((اطعام فقرا و مساکین )) زیرا که این عبادت بزرگ در آسمان ها نیست ، لذا براى بزرگى شان این عبادت به زمین نازل مى شوند تا اطعام بر فقرا و مساکین را ببینند... سوم آن که : نزول ملائکه در شب قدر براى شنیدن گریه و ناله هاى گناهکاران است ، زیرا آنها از فرمایش خداوند تعالى انین المذنبیین احب الى من تسبیح المسبحین . دانسته اند که ناله گناهکاران افضل از تسبیح تسبیح کنندگان است و چون در آسمان ها اهل معصیت نیست که ناله او را در مقام توبه بشنوند، لذا به زمین مى آیند تا این عبادت را ببینند و در حدیث است که حضرت جبرئیل (علیه السلام ) با ناله کنندگان مصافحه مى کند و ملائکه بر او سلام مى کنند و علامت مصافحه سید ملائکه (حضرت جبرئیل ) آن است که در شخص رقتى حاصل مى شود و نورانیتى پیدا مى گردد. 5.نگارنده ، این چند سطر را مدیون تذکر دانشمند محترم ، حجه الاسلام محمد على سرافراز است . 6.روضه کافى ، ص 118. 7.تفسیر منهج الصادقین ، ذیل تفسیر سوره قدر. 8.طبرسى ، مجمع البیان ، ج 10، ص 518. بخش عترت و سیره تبیان منبع: شب قدر (اعمال و فضیلت) ناصر باقرى بیدهندى
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که اگر کسى در شب بیست و سوم ماه رمضان ، هزار مرتبه سوره قدر را بخواند، چون صبح کند، یقین او شدید و محکم شده باشد.(1) پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمودند: من قام لیلة القدر، ایمانا و احتسابا، غفر له ما تقدم من ذنبه .(2) کسى که شب قدر را به عبادت احیا بدارد و باایمان و صابر باشد، خداوند، گناهان گذشته اش را بیامرزد. حضرت نبى اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمودند: قال موسى : الهى ارید قربک ، قال : قربى لمن استیقظ لیله القدر. قال... .(3) حضرت موسى (علیه السلام ) در مناجات خود با خدا عرض کرد: خدایا، من خواهان قرب تو هستم . خداوند فرمود: قرب من از آن کسانى است که لیله القدر را بیدار باشند. عرض کرد: خدایا، رحمتت را خواهانم . خداوند فرمود: رحمت شامل حال کسانى است که در شب قدر به مساکین رحم مى کنند. عرض کرد: خدایا، من جواز عبور از صراط را خواهانم . خداوند فرمود: این جواز براى کسانى صادر مى شود که در لیله القدر صدقه بدهند. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: کسى که در شب قدر، دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت ، بعد از حمد، هفت مرتبه ((سوره توحید)) را بخواند و پس از اتمام نماز، هفتاد مرتبه ((استغفر الله و اتوب الیه )) بگوید، از جاى خویش برنخیزد تا خداوند او و پدر و مادرش را بیامرزد و ملائکه اى بفرستد تا حسنات او را تا سال دیگر یادداشت کنند و ملک دیگرى را مامور سازد تا در بهشت براى او درختانى غرس کند و قصرهایى بنا سازد که نهرهایى در آن جارى باشد و از دنیا نرود تا این که این الطاف خدا را در حق خود مشاهده نماید عرض کرد: خدایا، من نجات از آتش را مى طلبم . فرمود: نجات براى کسانى است که در لیلة القدر به استغفار مشغولند. عرض کرد: خدایا، من رضاى تو را مى طلبم . فرمود: رضاى من را کسى جلب کرد که در لیلة القدر دو رکعت نماز خواند. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: من صلّى رکعتین فى لیلة القدر، فقراء فى کل رکعة ، فاتحه الکتاب مرة و قل هو الله احد سبع مرات ، فاذا فرغ یستغفر سبعین مره ...؛(4) کسى که در شب قدر، دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت ، بعد از حمد، هفت مرتبه ((سوره توحید)) را بخواند و پس از اتمام نماز، هفتاد مرتبه ((استغفر الله و اتوب الیه )) بگوید، از جاى خویش برنخیزد تا خداوند او و پدر و مادرش را بیامرزد و ملائکه اى بفرستد تا حسنات او را تا سال دیگر یادداشت کنند و ملک دیگرى را مامور سازد تا در بهشت براى او درختانى غرس کند و قصرهایى بنا سازد که نهرهایى در آن جارى باشد و از دنیا نرود تا این که این الطاف خدا را در حق خود مشاهده نماید. امام باقر (علیه السلام) فرمودند: من احیى لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان ، و صلى فیها ماة رکعة ... .(5) خدا رزق و روزى کسى که شب بیست و سوم ماه رمضان را احیا بدارد و در آن شب ، صد رکعت نماز بخواند وسیع گرداند و در مقابل دشمن ، او را کفایت کند و از غرق شدن و ویرانى و سرقت ، او را پناه دهد و ترس منکر و نکیر را از او مرتفع سازد و از قبرش خارج مى شود، در حالى که نور او براى اهل محشر تلالؤ دارد و نامه عملش را به دست راستش مى دهند و برات آزادى از آتش و از صراط و امان نامه از عذاب به او داده مى شود و بدون حساب و کتاب داخل بهشت مى گردد و در بهشت ، رفیق پیامبران و صدیقین و شهدا و صالحین خواهد شد و اینان خوب رفیقانى هستند. از امام على بن موسى الرضا (علیه السلام ) روایت شده است که فرمودند: من تصدق وقت افطاره على مسکین برغیف ، غفر الله ذنبه .(6) کسى که به وقت افطار، قرص نانى را به فقیرى صدقه دهد، خداوند گناهانش را بیامرزد. امام صادق (علیه السلام ) نیز فرمودند: من تصدق فى شهر رمضان بصدقه ، صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. کسى که در ماه رمضان صدقه اى بدهد، خداوند سبحان ، هفتاد نوع بلا و گرفتارى را از او در خواهد کرد. قال موسى بن جعفر (علیه السلام ): من اغتسل لیلة القدر و احیاها الى طلوع الفجر، خرج من ذنوبه .(7) ((کسى که شب قدر غسل کند و تا طلوع فجر، احیا نگه دارد گناهانش بخشوده خواهد شد.)) ثواب قرائت سوره روم و عنکبوت امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: کسى که در شب قدر (شب بیست و سوم ماه رمضان) دو سوره عنکبوت و روم را بخواند، به خدا-اى ابو محمد-او بدون استثنا اهل بهشت است . ثواب دو رکعت نماز در کنار قبر ابى عبدالله الحسین (علیه السلام ) امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: ((کسى که کنار قبر امام حسین (علیه السلام ) شب بیست و سوم ماه رمضان را درک کند و در کنار قبر مطهر، دو رکعت یا آن مقدارى که برایش مقدور باشد، نماز بگزارد و از خدا درخواست بهشت کند و از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد، خداوند خواسته او را اجابت خواهد کرد.))(8) ثواب زیارت سید الشهداء (علیه السلام ) در شب قدر امام صادق (علیه السلام) فرمود: اذا کان لیله القدر، فیها یفرق کل امر حکیم ، نادى مناد تلک اللیله من بطنان العرش : ان الله قد غفر لمن زار قبر الحسین (علیه السلام ) فى هذه اللیلة ؛(9) ((هنگامى که شب قدر فرا رسد، در آن (شب ) هر (گونه ) کارى (به نحوى ) استوار فیصله مى یابد؛ در آن شب از درون عرش ، منادى ندا در خواهد داد که : خداوند، کسى را که در این شب ، قبر حسین (علیه السلام ) را زیارت کند، خواهد بخشید.)) پی نوشت ها: 1.تحفة الزائر، ص 203 و مفتاح الجنات ، ج 3، ص 278. 2. سید قطب ، فى ظلال القرآن ، ج 8، ص 628؛ میرزا حسین نورى ، مستدرک الوسائل ، ج 7، ص 458 و روضه الواعظین ، ص 349. 3. مستدرک الوسائل ، ج 7، ص 456 و الاقبال بالاعمال الحسنه ، ص 417. 4. مستدرک الوسائل ، ج 7، ص 455. 5. فضائل الاءشهر الثلاثه ، ص 138؛ روضه الواعظین ، ج 5، ص 349 و بحارالانوار، ج 95، ص 168. 6. بحارالانوار، ج 96، ص 167. 7.صدوق ، ثواب الاعمال ، ص 171؛ بحارالانوار، ج 96، ص 319 و احمد بن محمد حلى ، عدة الداعى ، ص 92. 8. الاقبال بالاعمال الحسنه ، ص 440 و بحارالانوار، ج 95، ص 66. 9. کامل الزیارات ، ص 184 و بحارالانوار، ج 95، ص 166. بخش عترت و سیره تبیان منبع: شب قدر (اعمال و فضیلت) ناصر باقرى بیدهندىثواب احیاى لیله القدر
ثواب اعمال نیک دیگر
ثواب نماز
ثواب غسل شب قدر