خصوصیات جسمى، اخلاقى و کرامات امام زمان(علیه السلام)


خصوصیات جسمى، اخلاقى و کرامات امام زمان(علیه السلام)

 

http://www.iranvij.ir/upload/images/qv6ket1d49p02bg2v1w.jpg

 

نویسنده: نجم الدین طبسى
 

در این مقاله با توجه به روایات شریفه به خصوصیات جسمى، اخلاقى و کرامات امام زمان(علیه السلام) می پردازیم:
 

الف) خصوصیات جسمى


 

1. سن و چهره
 

عمران پسر حصین مى‏گوید: به رسول خدا(ص) گفتم: این مرد (مهدى) را برایم توصیف کن و شمّه‏اى از حالات او را بیان فرما. پیامبر(ص) فرمود: «او از فرزندان من است؛ اندامش چونان مردان بنى اسرائیل سخت و ستبر است؛ به هنگام سختى و گرفتارى امّت من قیام مى‏کند؛ رنگ چهره‏اش به عرب‏ها شباهت دارد؛ قیافه‏اش چون مرد چهل ساله مى‏نماید؛ صورتش چون پاره ماه مى‏درخشد؛ زمین را پر از عدل و داد مى‏کند؛ آن‏گاه که آکنده از ظلم و ستم شود. بیست سال زمام امور را در دست دارد و همه شهرهاى کفر، چون قسطنطنیه، روم و... را مى‏گشاید..».(1)


امام حسن مجتبى(ع) مى‏فرماید: «... خداوند عمر حضرت مهدى(عج) را در روزگار غیبت طولانى مى‏گرداند. پس از آن با قدرت بى‏پایانش او را از چهره جوانى کم‏تر از چهل‏سال ظاهرمى‏کند».(2)


امام صادق(ع) مى‏فرماید: «زمانى که حضرت قائم(عج) ظهور مى‏کند، مردم او را انکارمى‏کنند و کسى بر او درنگ نمى‏کند؛ جز آنان که خداوند در عالم ذر(3) از آنان پیمان گرفته است. آن حضرت در چهره جوانى کامل و موفّق - معتدل - ظاهر مى‏شود».(4)


امیرمؤمنان مى‏فرماید: «هنگامى که مهدى(عج) قیام مى‏کند، سن او بین سى تا چهل سال خواهد بود».(5)


مروى مى‏گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: نشانه و علامت قائم شما به هنگام قیام و ظهور چیست؟ امام فرمود: «نشانه‏اش این که سن حضرت زیاد است؛ ولى از نظر چهره‏جوان مى‏نماید؛ به گونه‏اى که اگر کسى به او نظر کند، مى‏پندارد او در سن چهل‏سالگى یا کم‏تر است. نشانه دیگرش این که گذشت روزگار او را پیر نمى‏کند تازمانى که اجلش فرارسد».(6)


امام صادق(ع) مى‏فرماید: «به‏طور حتم، ولىّ خدا صد و بیست سال همانند ابراهیم خلیل عمر خواهد کرد و به چهره و رخسار جوانى کامل و سى ساله ظاهر خواهد شد».(7)


مرحوم مجلسى مى‏گوید: شاید مراد مدت حکومت و سلطنت حضرت باشد یا این که عمر حضرتش به همان مقدار بوده است؛ امّا خداوند آن را طولانى کرده است.


مراد از کلمه موفّق، معتدل بودن اعضاست و کنایه از این که در سنین متوسط و یا آخر سنین جوانى است.(8)


درباره سن حضرت به‏هنگام ظهور، اقوال دیگرى نیز هست. ارطات مى‏گوید: حضرت مهدى(عج) شصت ساله است.(9) ابن‏حمّاد مى‏گوید: حضرت مهدى(عج) هیجده ساله است.(10)


 

2. مشخصات بدنى
 

ابوبصیر مى‏گوید: به امام صادق(ع) گفتم: از پدر شما شنیده‏ام که امام زمان(عج) سینه‏اى گشاده و کتف‏هایى باز و عریض دارد. حضرت فرمود: «اى ابا محمد! پدرم زره پیامبر(ص) را پوشید؛ ولى برایش بلند بود؛ به‏طورى که بر زمین مى‏رسید. من نیز آن را پوشیدم؛ ولى بر قامتم بلند بود؛ ولى آن زره بر قامت حضرت قائم چنان مناسب و اندازه است که بر بدن رسول خدا(ص) اندازه بود و قسمت پایین آن زره کوتاه است؛ به‏طورى که هر بیننده گمان مى‏کند اطراف آن را گره زده‏اند».(11)


ریان پسر صلت مى‏گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟


فرمود: «من امام و صاحب امر هستم؛ ولى نه آن صاحب امرى که زمین را از عدل و داد پرمى‏کند؛ آن‏گاه که از ستم و بیداد پر شده باشد. چگونه مى‏توانم صاحب آن امر باشم، درحالى که ناتوانى جسمى مرا مى‏بینى؟ حضرت قائم کسى است که وقتى ظهور مى‏کند، در سن پیران است؛ ولى به نظر جوان مى‏آید. اندامى قوى و تنومند دارد؛ به‏طورى که اگر دست را به سوى بزرگ‏ترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون مى‏آورد و اگر میان کوه‏ها فریاد برآورد، صخره‏ها مى‏شکند و از جا کنده مى‏شود. عصاى موسى و انگشتر سلیمان همراه اوست».(12)


 

ب) کمالات اخلاقى
 

حضرت مهدى(عج) مانند پیشوایان معصوم دیگر داراى کمالات اخلاقى ویژه‏اى است. از آن‏جا که معصومین(ع) انسان‏هاى کاملى هستند و از هر جهت اسوه و الگوى بشریت هستند، اخلاق نیکو را نیز در بالاترین حد دارا مى‏باشند.


حضرت رضا(ع) مى‏فرماید: «مهدى(عج) داناترین، بردبارترین و پرهیزگارترین مردمان است. او از همه انسان‏ها بخشنده‏تر، شجاع‏تر و عابدتر است».(13)


 

1. ترس از خدا
 

کعب مى‏گوید: خشوع و ترس حضرت مهدى(عج) در برابر خداوند، مانند خشوع عقاب در برابر دو بالش است.(14) شاید مقصود کعب این باشد که هر چند عقاب پرنده‏اى قدرتمند است، امّا این نیرو بستگى تمام به میزان یارى بال‏هایش دارد؛ اگر بال‏ها لحظه‏اى او را یارى نکنند، از آسمان به زمین سقوط مى‏کند. حضرت مهدى نیز هر چند قدرتمندترین رهبران الهى است، ولى این قدرت از ذات حق تعالى است. اگر خداوند، لحظه‏اى حضرتش را یارى نکند، توان ادامه فعّالیت را ندارد. از این رو، حضرتش در برابر ذات الهى، کمال خشوع و خضوع و ترس را دارد.


طبق نقل ابن‏طاووس‏(15) خشوع حضرت در برابر خداوند به خشوع دو طرف انتهاى نیزه تشبیه شده است. سرعت عمل و دقت نشانه‏گیرى در کار نیزه بستگى به دو سر آن که همانند دو بال هستند، دارد و اگر یک سرش کج باشد، نیزه به خطا مى‏رود.
شاید منظور این است که قدرت مهدى(عج) از خداوند است و بستگى تمام به یارى حق دارد.


 

2. زهد
 

امام صادق(ع) مى‏فرماید: «چرا در ظهور حضرت مهدى تعجیل مى‏کنید؟ خدا مى‏داند که پوشاک او سخت و خشن، خوراکش نان جو و حکومتش، حکومت شمشیر است و مرگ در سایه شمشیر».(16)


عثمان بن حمّاد مى‏گوید: در مجلس امام صادق(ع) حاضر بودم که شخصى به حضرتش عرض کرد: على بن ابى‏طالب لباسى سخت مى‏پوشید که ارزش آن چهار درهم بود؛ امّا شما لباس ارزشمندى بر تن دارید! حضرت در پاسخ فرمود: «على(ع)در زمانى آن لباس را مى‏پوشید که مورد انکار و اعتراض قرار نمى‏گرفت. بهترین لباس هر زمان، لباس مردم آن دوران است. هنگامى که قائم ما قیام کند، نظیر لباس على(ع) را مى‏پوشد و از سیاست و خط مشى آن حضرت پیروى مى‏کند».(17)


 

ج) لباس
 

در روایات از لباس مخصوصى براى حضرت قائم(عج) به هنگام ظهور یاد شده است؛ گاهى از پیراهن رسول خدا(ص) سخن گفته شده و گاه از پیراهن یوسف(ع) به عنوان لباس حضرت به هنگام ظهور نام برده شده است.


یعقوب پسر شعیب مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: «آیا نمى‏خواهى پیراهنى را که حضرت قائم به هنگام ظهور، بر تن دارد به تو نشان دهم؟» عرض کردم: البته مایلم آن را ببینم. حضرت، صندوقچه‏اى را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسى بیرون آورد و آن را باز کرد و در گوشه آستین چپ آن لکه خونى بود.


امام(ع) فرمود: «این پیراهن پیامبر(ص) است و در روزى که چهار دندان پیشین حضرت را (در جنگ احد) شکستند، آن را بر تن داشت و حضرت قائم(عج) در حالى که این پیراهن را بر تن دارد، قیام مى‏کند. من آن خون را بوسیدم و بر دیده خود نهادم. آن‏گاه حضرت لباس را پیچیده و برداشت».(18)


مفضل بن عمر مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: «مى‏دانى پیراهن یوسف چه بود؟» گفتم: خیر، فرمود: «چون براى ابراهیم(ع) آتش افروختند، جبرئیل براى او پیراهنى آورد و بر تن او پوشاند تا گرما و سرما به او آسیب نرساند و چون وفات او فرا رسید، آن را در جلد دعایى نهاد و به بازوى فرزندش اسحاق آویخت. او نیز آن را به یعقوب داد. آن‏گاه که یوسف متولد شد، یعقوب آن را در بازوى یوسف قرار داد. بر یوسف نیز حوادثى گذشت تا این که عزیز مصر شد. چون یوسف آن را در آن‏جا از جلد بیرون آورد، یعقوب(ع) بوى آن را شنید و این سخن خداوند در قرآن است که در حکایت یوسف از قول یعقوب مى‏فرماید: «و من بوى یوسف را استشمام مى‏کنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهید»(19) و آن همان پیراهنى است که از بهشت فرود آمده است».


عرض کردم: قربانت گردم؛ آن پیراهن به دست چه کسى رسیده است؟ فرمود: «به دست اهل آن است؛ پیراهن همراه قائم ماست؛ آن‏گاه که ظهور کند». سپس فرمود: «هر پیامبرى که دانش یا چیز دیگرى را به ارث برده است، همه آنها به محمد(ص) رسیده است».(20)


 

د) اسلحه
 

رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: «هنگامى که قائم ما قیام مى‏کند و زمانى که مأموریت ظهورش فرا مى‏رسد، شمشیرى همراه دارد که به وى ندا مى‏دهد: اى ولىّ خدا! قیام کن و دشمنان خود را بکش».(21)


امام صادق(ع) مى‏فرماید: «حضرت مهدى(عج) به هنگام ظهور، پیراهن پیامبر(ص) را که در جنگ احد پوشیده بود و عمامه و زره آن حضرت را که بر قامت او آراسته است، مى‏پوشد و ذوالفقار (شمشیر) پیامبر(ص) را در دست مى‏گیرد و شمشیر مى‏کشد و در مدّت هشت ماه از کشته بى‏دینان، پشته‏ها مى‏سازد».(22)


جابر جعفى مى‏گوید، امام باقر(ع) فرمود: «امام مهدى(عج) از مکه بین رکن و مقام به همراه وزیر و سى صد و اندى (سیزده) نفر از یارانش ظهور مى‏کند؛ در حالى که عهد و دستور العمل پیامبر(ص) و پرچم و اسلحه آن حضرت با اوست. آن‏گاه ندا کننده‏اى از آسمان مکه به نام و ولایت حضرتش ندا مى‏دهد؛ به‏طورى که تمامى اهل زمین آن نام را مى‏شنوند و اسم حضرت، اسم پیامبر(ص) است».(23)
 

ه ) چهره‏ شناسى امام
 

یکى از ویژگى‏هاى حضرت مهدى(عج) این است که شخصیت درونى انسان‏ها را از چهره‏شان مى‏شناسد و افراد صالح را از ناصالح تشخیص مى‏دهد و مفسدان را با همان شناخت به سزاى اعمالشان مى‏رساند.


امام صادق(ع) مى‏فرماید: «هنگامى که حضرت قائم، قیام مى‏کند، احدى نمى‏ماند، مگر آن که حضرت او را مى‏شناسد: که فردى صالح و نیک است یا منحرف و فاسد».(24)


نیز مى‏فرماید: «هنگامى که قائم ما قیام کند، دشمنان ما را از چهره‏هاى‏شان مى‏شناسد. آن‏گاه آنان را از پیشانى (سر) و پاهاى‏شان مى‏گیرد (و دستگیر مى‏کند) و خود با یارانش، آنان را با شمشیر به قتل مى‏رسانند».(25)


هم‏چنین مى‏فرماید: «هنگامى که قائم آل محمد(ص) قیام کند، دوستانش را به کمک قدرت تشخیصى که دارد، از دشمنانش مى‏شناسد».


معاویه دهنى مى‏گوید: امام صادق(ع) در رابطه با آیه مجرمین از چهره‏هاى‏شان شناخته مى‏شوند، آن‏گاه از سر و قدم‏هاى‏شان گرفته مى‏شوند،(26) فرمود: «اى معاویه! دیگران درباره آن چه مى‏گویند؟» عرض کردم: مى‏پندارند که خداوند، روز قیامت، گناهکاران را از قیافه‏شان مى‏شناسند و از موهاى جلوى سر و پاهاى‏شان مى‏گیرند و آنان را در آتش مى‏اندازد. امام فرمود: «خداوند چه نیازى دارد که مجرمان را از چهره‏شان بشناسد و حال آن که آنان را آفریده است». عرض کردم: پس معناى آیه چیست؟ فرمود: «هنگامى که حضرت قائم قیام کند، خداوند به او علم سیماشناسى عطا مى‏کند و حضرت دستور مى‏دهد، کافران را از سرو پا گرفته و با شمشیر ضربات سختى بر آنان بزنند».(27)

 

ادامه دارد ...

 

پی نوشت :

1. ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏142.
2. کمال الدین، ج‏1، ص‏315؛ کفایة الاثر، ص‏224؛ اعلام الورى، ص‏401؛ الاحتجاج، ص‏289.
3. عالم ذر - عالم پیش از آفرینش انسان‏ها بر روى زمین است که خداوند در آن عالم، از انسان‏ها درباره پروردگارى خودش اقرار گرفت؛ (وإذا أخَذَ ربُّکَ مِنْ بَنى آدَمَ من ظُهُورهِمْ ذریَّتهُمْ و أشْهَدهُمْ عَلى أنفُسهِمْ ألسْتُ بربِّکُم قالُوا بَلى‏شَهِدنا أنْ تَقُولوا یَوْم القیمَة إنّا کُنّا عَنْ هذا غافِلینَ؛ اى رسول ما به یاد آ ور هنگامى که خداى تو از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنان را برگرفت و آنان را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلى ما به خدایى تو گواهى‏مى‏دهیم.) برخى مفسران گفته‏اند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در عالم روح وگواهى آنان به توحید خدا و پروردگارى او در عالم ملک و ملکوت تا آن که دیگر نگویند ما از این واقعه (قیامت یا یکتایى خدا) غافل بودیم؛ اعراف(7) آیه 172.
4. نعمانى، غیبة، ص‏188؛ عقد الدرر، ص‏41؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏287؛ ینابیع المودّه، ص‏492.
5. احقاق الحق، ج‏19، ص‏654.
6. کمال الدین، ج‏2، ص‏652؛ اعلام الورى، ص‏435؛ خرائج، ج‏3، ص‏1170.
7. بحارالانوار، ج‏52، ص‏283.
8. بحارالانوار، ج‏52، ص‏283.
9. ملاحم، ابن‏طاووس، ص‏73؛ کنز العمّال، ج‏14، ص‏586.
10. ابن‏حمّاد، فتن، ص‏102.
11. بصائر الدرجات، ج‏4، ص‏188؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏440 و 520؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏319.
12. کمال الدین، ج‏2، ص‏48؛ اعلام الورى، ص‏407؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏314؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏322؛ وافى، ج‏2، ص‏113؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏478.
13. ینابیع المودّه، ص‏401؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏537؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏367.
14. ابن‏حمّاد، فتن، ص‏100؛ عقد الدرر، ص‏158؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏73؛ متقى هندى، برهان، ص‏101.
15. ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏73.
16. نعمانى، غیبة، ص‏233 و 234، با کمى تفاوت؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏354.
17. کافى، ج‏6، ص‏444؛ بحارالانوار، ج‏41، ص‏159، و ج‏47، ص‏55.
18. نعمانى، غیبة، ص‏243؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏542؛ حلیة الابرار، ج‏2، ص‏575؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏355.
19. یوسف (12) آیه 94.
20. کافى، ج‏1، ص‏232؛ کمال الدین، ج‏2، ص‏674؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏327.
21. کفایة الاثر، ص‏263؛ بحارالانوار، ج‏36، ص‏409؛ عوالم، ج‏15، بخش‏3، ص‏269؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏563.
22. نعمانى، غیبة، ص‏308؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏223؛ ر. ک: ارشاد، ص‏275.
23. الاصول الستة عشر، ص‏79؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏588؛ بحارالانوار، ج‏26، ص‏209؛ مستدرک الوسائل، ج‏11، ص‏38.
24. کمال الدین، ج‏2، ص‏671؛ خرائج، ج‏2، ص‏930؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏493؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏58 و ج‏52، ص‏389.
25. احقاق الحق، ج‏13، ص‏357؛ ر. ک: نعمانى، غیبة، ص‏242؛ کمال الدین، ج‏2، ص‏366؛ ارشاد، ج‏5، 36؛ اعلام الورى، ص‏433؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏256.
26. (یُعْرَفُ المُجرمونَ بِسیماهُمْ فَیْؤخَذُ بِالنَّواصى والأقْدامِ؛ (آن روز) بدکاران به سیماى‏شان شناخته مى‏شوند. پس موى پیشانى آنان با پاهاى‏شان بگیرند)؛ الرحمن (55) آیه 41.
27. اختصاص، ص‏304؛ نعمانى، غیبة، ص‏128؛ بصائر الدرجات، ص‏356؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏321؛ الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏431؛ المحجة، ص‏217؛ ینابیع المودّه، ص‏429.

 

 


دل نوشته ای به امام زمان (علیه السلام)



دل نوشته ای به امام زمان (علیه السلام)


او می آید....

یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست. 
سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران 
می خواهم از جور زمانه بگویم ، می خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته ام. 
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان: 
مولای من می دانی چند سال است انتظار می کشم. از وقتی سخن گفته ام و معنای سخن خود را فهمیده ام انتظارت را می کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده. 
خسته ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.
چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می ترسم. می ترسم بیائی و من خواب باشم. می ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم... 
حس می کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده. ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من !
نیستی و ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می کنند؟ چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می کنند؟ 

حدیثی در مورد دوست از امام علی (ع)



یه حدیث توی اصول کافی  از امیرالمؤمنین علیه السلام هست که راجع به شرایط دوستیه

 می فرماید: «من استحکمت لی فیه خصلة من خصال الخیر احتملته علیها و اغتفرت فقد ما سواهاو لا اغتفر فقد عقل و لا دین » اگر کسی یک خصلت نیک در او باشد و سایر خصلتها را نداشته باشد برای من قابل تحمل است که به خاطر همان خصلت نیکش با او دوستی کنم. اما دو چیز است که آنها رکن دوستی است. اگر آن دو رکن باشد و هیچ یک از خصلتهای دیگر نباشد برای من کافی است. ولی دو خصلت است که اگر آنها را نداشته باشد قابل تحمل نیست، قابل معاشر نیست. آن دو خصلتی که نبودشان قابل تحمل نیست یکی «عقل » است و دیگری «دین » . «و لا اغتفر فقد عقل و لا دین » آن چیزی که از نظر من در دوستی قابل بخشش نیست یکی فقدان عقل است و دیگری فقدان دین «لان مفارقة الدین مفارقة الامن » (خیلی عجیب است!) چون اگر دوست من دین نداشته باشد من از ناحیه او امنیت ندارم، یعنی یک روزی مرا سودا خواهد کرد. اگر دین داشته باشد می تواند برای من قابل اعتماد باشد که یک روزی روی من و دوستی من معامله نخواهد کرد و مرا نخواهد فروخت. «لان مفارقة الدین مفارقة الامن » اگر دین نباشد من اصلا امنیت ندارم، وقتی امنیت نداشته باشم دائما نگران هستم نکند او یک حقه ای به من بزند. بعد فرمود: «فلا یتهنا بحیاة مع مخافة » زندگی اگر توام با بیم و ترس باشد گوارا نیست. پس باید با کسی دوستی کنم که صد در صد از ناحیه او مطمئن باشم. «و فقد العقل فقد الحیاة و لا یقاس الا بالاموات » آدمی که عقل نداشته باشد مرده است، با مرده که نمی شود معاشرت کرد.
چقدر این حدیث کاربردی و مبتلا به هست امیدوارم به کارش ببندیم و در لیست دوستانمون تجدید نظر کنیم.

اصول کافی، ج 1/ص 31، حدیث 

شعری به مولایم امام زمان به مناسبت نیمه شعبان




گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام


  با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام



گر به  ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین


باز  هم مشتاق  روی دلکش جانا نه ام



  از در  میخانه ات  ای شاهد  خوبان مران


با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام



پرده  بردار  از رخ زیبا  که مشتاق  تو ام


آن  رخ  زیبا  ندیده  ،واله   ودیوانه ام

     


پادشاه  جودی و ما  بنده در گاه  تو


منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام



  در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی


  باز  هم در   جستجوی  گوهر  دردانه ام



همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن


  لیک  با الطاف  غیر  از تو،  شها! بیگانه ام



چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام


  ور  نه  آن گردم  که افشان در دل ویرانه ام



انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟


  آفتا با!   بهر  دیدار  رخت  پروانه ام



واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام


یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!



    اللهم صل علی محمد وآل محمد،وبارک علی


   محمد وآل محمد،کافضل ما صلیت وبارکت


     وترحمت علی ابراهیم وآل ابراهیم،


                   انک حمید مجید.




۷ حدیث در مورد ظهور امام زمان (عج

 

heydariyoun.mihanblog.com


١- پیامبر اکرم (ص) فرمودند: 
آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است. 
منبع : کتاب حکیم 



۲- پیامبر اکرم (ص) فرمودند: 
خداوند از بندة مؤمنش قول گرفته که سختیها را در دنیا به جان بخرد آن گونه که نان آوران خانه از زیر دستان خود پیمان می گیرند که در غیبت او چهار چوبهای مورد نظر را محترم دارند. هر چه به زمان ظهور نزدیکتر میشوید به افکار و اعمالتان پوشش تقیة بیشتری دهید. 
منبع :‌ کتاب بحارالانوار جلد ۶۷ 


۳-پیامبر اکرم (ص) فرمودند: 
دنیا به پایان نمیرسد تا اینکه مردی از اهل بیت من که هم نام من است سلطنت نماید. 
منبع : کتاب الملاحم و الفتن ص ۱۵۴ 



۴-امام علی (ع) فرمودند: 
از علائم ظهور آن است که به همدیگر بد گویید و یکدیگر را تکذیب کنید و از شیعیان من باقی نمی ماند؛ مگر به اندازة سرمه در چشم و نمک در غذا و چنین خواهد بود، امتحانات زمان غیبت. 
منبع : کتاب بحارالانوار 


۵-امام علی (ع): فرمودند: 
برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلیها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند. منبع :‌ اصول کافی جلد ۱ 


۶-امام حسین (ع) فرمودند: 
قیام کنندة این امت، فرزند نهم من است که غیبتی طولانی دارد و هنگامی که تاریکی های غیبت، همه جا را فرا می گیرد؛ خفّاشان کور چشم و گرگان درنده به تقسیم اعتبارات و امتیازات او می نشینند. 
منبع : الزام النواصب ص ۶۷ 



۷- امام حسین (ع) فرمودند: 
فرزندم خلاصة‌ انبیاء و عصاره اولیاء و ثمره اوصیای کریم است. 
منبع : کشف ا
لغمه ج ۳ ص ۳۱۲