امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فى الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم»؛ نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.
مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهای نافله است که جبران کنندهنقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامه نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان رابه معراج می برد.
موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجده بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.
اربعین و عدد چهل خصوصیتی دارد که دیگر ارقام آن را ندارد. غالب انبیای الهی در سنّ چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند و ملاقات خصوصی حضرت موسی علیه السلام و ذات اقدس الهی چهل شب بود و در نماز شب سفارش شده است که چهل مؤمن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید. این ها نشان می دهد که عدد چهل از برجستگی خاص برخوردار است.
در روایات اسلامی چنین آمده است: زمینی که روی آن انبیا و اولیای الهی و بندگان مؤمن، خدا را عبادت کرده اند، چهل روز در مرگ آنان می گرید، ولی در شهادت امام حسین علیه السلام آسمان و زمین، چهل روز خون گریه کردند. البته اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد؛ چنان که نباید آن را انکار کرد.
توضیح آن که در سیّارات آسمانی بارها انفجارهایی رخ می دهد که با چشم عادی هرگز دیده نمی شود؛ ولی متخصصان با استمداد از علم نجوم و از رصدخانه به تماشای این انفجارها می نشینند. همان گونه که مردم عادی نباید خبر وقوع این انفجار را به صِرف ندیدن آن با چشم ظاهری انکار کنند، خون گریه کردن آسمان و زمین را نیز نباید انکار کنند؛ زیرا این موارد نیز جزو علومی نیست که بشر عادی آن را نظاره کند، حتی از رصدخانه نیز دیده نمی شود.
اساساً امر ملکوتی را هرگز نمی توان با ابزار مُلکی ادراک کرد. مثلا ً با دقیق ترین و پیشرفته ترین فنّ رصد سپهر نمی توان مشهودات رؤیای صادق انسان نائم را رصد نمود. اگر یوسف عصر در ساحت رؤیا مشاهده کند که یازده ستاره به همراهی ماه و آفتاب برای وی سجده کردند، هرگز چنین صحنه ای را نمی شود با هیچ رصدخانه ای تصدیق یا تکذیب نمود. غرض آن که معنای اشک ریزی یا خون باری ملکوتی نه مورد تصدیق فنّ تجربی است و نه در قلمرو تکذیب آن قرار می گیرد و هیچ گاه استبعاد به جای استحاله نمی نشیند.
کسی که صاحب بَصَر نیست تا ببیند، لا اقل باید صاحب نظر باشد که گوش شنوا به ندای صاحب بصران داشته باشد.
برای تحقیق این موارد، علم مخصوص لازم است که اصطلاح و متخصصان ویژه خود را دارد که اهل ولایت و علمای بزرگ دینی اند. آنان این گونه از احادیث را با جان پذیرفتند و فهمیدند که آسمان و زمین خون گریه می کنند. از امام زمان علیه السلام نیز نقل شده است که به امام حسین علیه السلام عرض می کنند: اگر اشک چشم تمام شود، برایت خون می گریم؛ «و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً» .
امّا مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مؤمن نیست؛ زیرا این مسأله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمه «الاربعین»، نشان می دهد که مقصود امام عسکری علیه السلام، اربعین معروف و معهود نزد مردم است؛ خلاف کلمه «اربعین» در بسیاری از روایات که بدون «الف و لام» آمده است؛ مانند این روایت امام صادق علیه السلام: «من حفظ من أحادیثنا أربعین حدیثاً بعثه الله یوم القیامة عالماً فقیهاً» .
اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایه این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است.
به دیگر سخن، براساس فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: عصاره رسالت (نبوی صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن و عترت است؛«إنى تارک فیکم الثقلین… کتاب الله و… عترتى أهل بیتى». عصاره کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری علیه السلام در کنار هم ذکر شده است؛ امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کنند.
درباره نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی را ذکر کرده است. مثلا ً فرموده: انسان، فطرتاً موحّد است، ولی طبیعت او به هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین از خیر جلوگیری می کند، مگر انسان های نمازگزار که آنان می توانند این خوی سرکش طبیعت را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمت های خاص الهی باشند؛ (إنّ الإنسان خلق هلوعاً * إذا مسّه الشرّ جزوعاً * و إذا مسّه الخیر منوعاً * إلّا المصلّین) .
زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می دارد و گفته شد که هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیه مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این راه ها از ویژگی های ممتاز آن حضرت علیه السلام است.
خلاصه آن که رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه نفوس مردم از سوی دیگر بود تا هم جاهلان را عالم نماید و هم گمراهان را هدایت کند و در نتیجه، جهل علمی و جهالت عملی را از جامعه جدا سازد. همین دو هدف در متن زیارت اربعین سالار شهیدان علیه السلام تعبیه شد؛ چنان که منشأ ددمنشی منکران رسالت و دشمنان نبوّت، حبّ دنیا و شیدایی زرق و برق آن بود و عامل مهمّ توحّش منکران ولایت و دشمنان امامت نیز همان غَطْرَسه دنیا و دلباختگی به آن بود، که در بخشی از زیارت اربعین به آن اشارت رفته است: «و تَغطْرَس و تَرَدّی فى هواه».
امام حسین علیه السلام به روشنی می دید که اگر پرده از چهره تزویر فرو افتد و ماهیت و واقعیت این شخص و حکومت اموی بر ملا شود اقبال و توجه مسلمانان به عنوان بزرگترین عامل بقا یزیدیان از آنها گرفته می شود و این خود گامی مهم در جهت نابودی ظلم است که امام علیه السلام در پی آن بود.
با مراجعه به گزارش های تاریخی اثبات می شود که این هدف امام علیه السلام یعنی بر ملا کردن چهره واقعی و پلید اموی به جامعه اسلامی و در پی آن ایجاد انزجار عمومی نسبت به این حکومت ظالمانه آنها به سرعت و با فاصله زمانی کوتاهی از واقعه کربلا محقق شد و مردم حتی اهل دربار شام هم از این حادثه به خشم آمدند و چون دانستند که یزید، مسبب اصلی این واقعه جانسوز است بر او خشم کردند و از او رو گردان شدند.
با جانفشانی های مردان مرد کربلا و افشاگری های بازماندگان آن صحنه به ویژه امام سجاد علیه السلام و زینب کبری علیهما السلام؛ پرده از چهره یزید افتاد و او در مدت زمان کوتاهی تبدیل شد به یک شخصیت پست و منفور که به حریم رسول خدا دست یازیده و اولاد او را کشته و به اسارت گرفته است.
برخی از گزارش های تاریخی نشان از این دارند که بعد از واقعه کربلا، جامعه اسلامی حتی در رده نزدیکان یزید؛ دچار انقلاب و دگرگونی شد و با شنیدن اینکه او و دست نشانده هایش چه ظلمی در حق آل رسول الله صلّی الله علیه و آله روا داشته اند با نگاه انزجار به یزید نگریستند و زبان به سرزنش او گشودند و عملا از کار او اعلام برائت کردند.
اینکه می بینیم برخورد یزید با اهل بیت علیهم السلام به یک باره دگرگون می شود و رسما از کار عبیدالله بن زیاد برائت می جوید و او را مورد لعن و نفرین قرار می دهد و بعد از چندی کاروان حسینی را با عزت و احترام روانه مدینه می کند؛ همه گویای این حقیقت است که نهضت سرخ حسینی و افشاگری های امام سجاد و زینب کبری سلام الله عیلهم به سرعت ثمر داد و حق بر باطل پیروز شد.
در ادامه به برخی از این رویدادها که نشان از ثمر بخشی نهضت حسینی دارد اشاره می کنیم:
کتاب تذکرة الخواصّ به نقل از ابن ابى الدنیا می نویسد: هنگامى که یزید با چوب دستى بر دندان هاى پیشینِ حسین علیه السلام زد و این شعر حُصَین بن حُمام مُرّى را خواند:
شکیب ورزیدیم و شکیبایى، خوى ماست
و شمشیرهایمان ، سر و مچ دست را مى بُرَند.
سرِ کسانى را مى شکافیم که محبوب ما هستند؛
ولى آنان، نافرمان ترین و ستمکارترین بودند.
مجاهد مى گوید: به خدا سوگند ، هیچ کس میان مردم نمانْد، جز آن که یزید را دشنام داد و سرزنش کرد و رهایش نمود.(1)
تاریخ طبرى به نقل از یونس بن حبیب جَرمى می نویسد: هنگامى که عبید اللّه بن زیاد، حسین بن على علیه السلام و پسران پدرش را کُشت، سرهاى آنان را براى یزید بن معاویه فرستاد. یزید، در ابتدا از کشتن آنان شادمان شد و جایگاه و منزلت عبید اللّه بن زیاد در نزد او بالا رفت؛ ولى طولى نکشید که بر کشتن حسین علیه السلام پشیمان شد و مى گفت:
چه مى شد اگر به خاطر پاسداشت احترام پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و رعایت حقّ او و خویشاوندى حسین با او، آزار حسین را تحمّل مى کردم و او را با خود در خانه ام، جاى مى دادم و حرف او را در آنچه مى خواست، قبول مى کردم، حتّى اگر این کار، ننگ و سستى اى براى من به شمار مى آمد؟!
خداوند، ابن مرجانه را لعنت کند که او، حسین را بیرون راند و ناگزیرش کرد ... و او را کُشت و با کُشتن او، مرا منفور مسلمانان کرد و تخمِ دشمنى با من را در دل هاى آنان کاشت و نیک و بدِ مردم، کشته شدنِ حسین را به امر من، بزرگ مى شمُرَند و از من، نفرت دارند. مرا با ابن مَرجانه، چه کار؟! خدا او را لعنت کند و بر او خشم گیرد!(2)
کتاب الطبقات الکبرى می نویسد: یزید، فرمان داد تا زنان اسیر را بر زنان خود ، وارد کنند و به زنان خاندان ابو سفیان فرمان داد که سه روز براى حسین علیه السلام عزادارى کنند. هیچ زنى از آنان نمانْد، مگر آن که او را در حال گریه و فغان کردن مى دیدى. آنان، سه روز بر حسین علیه السلام، نوحه سرایى کردند .
امّ کلثوم، دختر عبد اللّه بن عامر که آن زمان، همسر یزید بن معاویه بود نیز بر حسین علیه السلام گریست و یزید گفت: سزاست که او بر بزرگ قریش و سَرور آنان، بلند بگِرید .(3)
تاریخ طبرى به نقل از حارث بن کعب می نویسد : زنان، بیرون آمدند تا به خانه یزید، وارد شدند و زنى از خاندان معاویه نمانْد، مگر آن که با گریه و نوحه بر حسین علیه السلام به استقبال آنان آمد. آنها سه روز بر او، مجلس عزا به پا داشتند.(4)
سید بن طاووس در کتاب الملهوف خود می نویسد: زنى از هاشمیان که در خانه یزید بود ، به زارى کردن بر حسین علیه السلام پرداخت و مى خواند: وا حسینا ! وا حبیبا! وا سیّدا! اى سَرور اهل بیت! اى فرزند محمّد ! اى بهار بیوگان و یتیمان! اى کُشته به دست فرزندانِ حرام زادگان !
راوى مى گوید: آن زن ، هر کس را که [صدایش را] شنید ، به گریه انداخت.(5)
پی نوشت ها:
1. تذکرة الخواصّ : ص 262
2. تاریخ الطبری : ج 5 ص 5ظ 6
3. الطبقات الکبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج 1 ص 489
4. تاریخ الطبری : ج 5 ص 462
5. الملهوف : ص 213
امید پیشگر
چه راز و سرّی در این قضیه وجود دارد که انسانها را همانند آهن ریایی ناخودآگاه بسوی خود می کشد تا دوباره برای مصیبت های حضرت و یارانش و خاندانش به عزا و ماتم بنشیند و به سر و سینه بزنند.
عن جعفر بن محمد علیهما السلام قال: نظرَ النبی الی الحسین بن علی و هو مُقبِل فاجلسه فی حجره و قال: إنّ لقتل الحسین حرارةً فی قلوب المؤمنین لا تبرد أبدا. (1)
امام صادق علیه السلام فرمود: نبی اکرم به حسین علیه السلام نگاهی کرد در حالی که در مقابلش بود؛ پس او را روی دامن نشاند و فرمود: همانا بر اثر کشته شدن حسین گرمایی در دل های مؤمنان ایجاد می شود که هرگز خاموش نخواهد شد.
وقتی محرم فرا می رسد و حتی قبل از شروع آن یک شور وصف ناپذیری در بین عاشقان آقا اباعبدالله ایجاد می شود. و این شور سال به سال بیشتر می شود. چه راز و سرّی در این قضیه وجود دارد که انسانها را همانند آهن ریایی ناخودآگاه بسوی خود می کشد تا دوباره برای مصیبت های حضرت و یارانش و خاندانش به عزا و ماتم بنشیند و به سر و سینه بزنند. یک وقت بحث از این است که چه ویژگی هایی در قیام حسینی بود که جلب توجه می کند و باعث ترغیب و تشویق انسانهای آزاده می شود تا برای عاشورا عزاداری کنند. یعنی اول در واقعه کربلا تأمل کافی می شود و بعد به این نتیجه می رسند که باید برای چنین مصیبتی گریست. اما یک وقت بحث این است که چگونه است که انسان ها بی اختیار جذب مجالس عزاداری شهدای کربلا شده اند؟ بزرگان می فرمایند: هر عملی در عالم یک عکس العملی دارد. اما متناسب با آن عمل، یعنی اگر عمل انسان عمل بزرگی باشد چه خوب و چه بد به نسبت، عکس العملش هم شدیدتر خواهد بود. در این صورت اثر چنین عملی دوام بیشتری دارد. در ثانی هر عملی یک کمیت دارد و یک کیفیت و هر دوی اینها نیز در دوام اثر و ماندگاری عمل نقش دارد.
الف.کیفیت عمل از جهت نیت: از طرفی کیفیت عمل در خلوص آن عمل برای خداست و آن در نیت انسان تجلی می یابد. بنابراین از جهتی ارزش هر عمل به نیت آن است. امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می فرماید: الاخلاص خیر العمل.. بهترین کارها خلوص نیت است.(2)
در همین راستاست کلام پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله: «الاعمال بالنّیّات، و لکلّ امرء ما نوى. (3)
همانا عمل ها بنیّت هاست یعنى اصل در عمل نیّت است و ثواب و عقاب بر آن مترتّب مىشود. (4)
ب.کیفیت عمل از جهت سختی عمل: از طرف دیگر مشکل تر بودن عمل نیز در ماندگاری آن نقش دارد همانطور که ثوابش بیشتر است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: الثّواب بالمشقّة.(5)
پاداش باندازه مشقّت است، پس هر عملى که مشقّت آن بیشتر باشد ثواب آن نیز بیشتر خواهد بود چنانکه در احادیث دیگر نیز وارد شده(حدیث نبوی) که «أفضل الاعمال أحمزها» (6) یعنى أفضل و افزونتر اعمال دشوارترین آنهاست. (7)
گاهی شخصی یک انسان را به راه راست متوجه می کند، امر به معروف می کند، اما شخص دیگری قصد اصلاح تمامی انسان ها را دارد و می خواهد همه را متوجه به خدا کند؛ مسلما این دو با هم فرق دارند.
امام حسین صلوات الله علیه در نامه ای که به برادر خود تصریح کردند که هدف شان اصلاح جامعه اسلامی است نه فقط شخص حاکم ظالم زمان. إنما خرجتُ لطلب الاصلاح فی امّة جدی. (8)
پس باید دانست انسان ها هر عملی که در زندگی انجام می دهند چه خوب و چه بد، اثری دارد و اثرش دیگر دست انسان نیست بلکه عمل در اختیار انسان است. به عنوان مثال: انسان ها تا به هم محبت نکرده باشند عکس العملی محبت آمیز، توقعی بی جاست؛ اما در مقابل اگر محبتی در بین باشد شخص محبت دیده ناخودآگاه واکنشی مثبت نشان می دهد. خداوند متعال نیز اگر بنده ای برای او و در راه او قدمی بر دارد در قبال عمل الهی بنده محبت وی را در دل ها قرار می دهد؛ همانگونه که محبت حسین بن علی را در درون جانها به ودیعه نهاده است. این است که خداوند می فرماید: إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا (9) مسلّماً کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دل ها قرار مىدهد. این اثری است که خداوند نه عنوان یک سنت الهی در عالم قرار داده است. که در سنت خدا تغییر و تبدیلی نیست.
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً (10) هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمىیابى!
نتیجه نهایی اینکه سیدالشهداء علیه السلام با حرکتش بسوی کربلا از ماه رجب تا کربلا که حدود شش ماه بطول انجامید؛ و در پایان فدا کردن بهترین یاران و خویشان خویش در روز عاشورا و همچنین راضی بودن به آوارگی زنان و کودکان خود بی تردید عملی ماندگار در تاریخ بجای گذاشت. عملی که از حیث کمیت و کیفیت بی نظیر است؛ به ویژه جهت کیفیت عمل که در نهایت خلوص و تحت شدیدترین وضعیت بوده است. پس چون عمل حضرت عظیم بود و مصیبتش اعظم اینچنین ماندگار شد.
مُصیبتاً ما أعظمَها و أعظم رزیّتها فی الإسلام و فی جمیع السموات و الارض. (11)
این است که با آمدن محرم الحرام بی اختیار انسانها به تکاپو می افتند؛ مساجد و حسینیه ها و زینبیه ها سیاه پوش می شود. و این مجالس ذکر مصائب امام حسین هر سال باشکوه تر از سال قبل برگزار می گردد. زیرا این خواست الهی است و کسی را در برابر خواست او مجالی نیست.
پی نوشت ها:
1.مستدرک الوسائل،محدث نوری،ج10،ص318،مؤسسه آل بیت قم،چاپ 1408 ه.ق
2. گنج حکمت یا احادیث منظوم ،ص : 296
3. بحار الأنوار ،ج67،ص 212
4. شهاب الأخبار با ترجمه ص7 ، قاضى قضاعى،ناشر: مزکز انتشارات علمى و فرهنگى تهران 1361 ش
5. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 100 عبد الواحد تمیمى آمدى،ناشر: دفتر تبلیغات قم چاپ: اول 1366 ش
6. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج67، ص: 191
7. شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم ج1 ص 22
8. بحار،ج44،ص329
9. سوره مریم، آیه 96
10. سوره فاطر،آیه43
11. مصباح المتهجد،شیخ طوسی،ص744
سید روح الله علوی
خدمت به امام زمان(عج) و ادای حقوق خدمت
وقتی امام صادق-علیهالسّلام- درباره حضرت مهدی-علیهالسّلام- میفرماید:«لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی»[1].
«اگر دوران او را درک میکردم، همه روزهای زندگیم را در خدمت به او میگذرانیم».
اینجا سخن از شخص نیست ،سخن از آرمان هااست، سخن از موقعیت خاص، مأموریت استثنایی و نقش ویژه امام زمان -علیهالسّلام- در عالمگیر ساختنِ حاکمیّت توحید و برقراری عدالت، جهانی است.
حاکم دنیایی سازمانیافته بر اساس توحید، و رهبر جهانی آکنده از برابری و عدالت، آن قدر شایستگی مییابد که پیامبری همچون حضرت عیسی-علیهالسّلام-به یاری او از آسمان فرود آید. و امامی هم چون امام صادق-علیهالسّلام-برای خدمت کردن به او آرزوی درک حضور او را داشته باشد.
راستی وقتی پیامبران و امامان-علیهمالسّلام- در خدمت به امام زمان-علیهالسّلام- پیشتازند، وظیفه شیعیان منتظر در خدمت به ساحت مقدّس او چقدر است؟
بیتردید خادمین دوران ظهور، همان خادمین دوران غیبتاند.
آنها که پس از ظهور شایستگی خدمت مییابند،همانهایند که در دوران غیبت خدمت به امّت امام-علیهالسّلام- و اهداف امام-علیهالسّلام- را سر لوحه زندگی خویش قرار دادهاند.
ادای حقوق
حق امام زمان-علیهالسّلام- بر همه بندگان و به ویژه بر شیعیان، حق حیات است،حق هدایت است، حقّی نیست که بتوان آن را با معیاری سنجید و ارزشگذاری کرد، حقّی نیست که بتوان آن را با دنیا و هر چه در آن است مقایسه کرد.
این حقوق بدون تردید،رعایت حق امامت او،مواظبت بر اطاعت او،نرنجانیدن قلب مبارک او،پاسداری از آرمانهای او، مجاهدت در راه دفاع از او، و جاننثاری در راه تحقق خواستههای او است.
«و اعنّا علی تأدیه حقوقه الیه»[2].
«خداوندا! ما را در ادای حقوق او یاری فرما».
با چنین دیدگاهی، اگر سخن از پرداخت حقوق شرعیه امام زمان-علیهالسّلام- و برخی وجوهات مادّی نیز به میان میآید، باید آن را در همین راستا بررسی کرد؛ چنانکه خود آن بزرگوار در توقیعی فرمود:
«انّه من اتّقی ربّه... و اخرج مما علیه الی مستحقّیه کان آمناً فی الفتنه المبطله»[3].
«همانا هر کس تقوای پروردگارش را پیشه کند و از آنچه که به عنوان حقوق شرعیه- خمس و زکات- برعهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنههای باطلکننده دین و دنیا در امان خواهد بود».
سخن در باب وجوب ادای چنین حقوقی این نیست که امام زمان-علیهالسّلام- چه بهرهای از آن میبرد، بلکه سخن از این است که شیعه حقشناس، در راستای حفظ دین و ایمان خویش چه منفعتی برایش حاصل میآید. [1] . بحارالانوار، ج51،ص148.
----------------------------
[2] . دعای ندبه.
[3] . احتجاج، طبرسی،ج2،ص602، نامه امام زمان-علیهالسّلام- به شیخ مفید.
تهیه و تنظیم از منتظر ظهور
شیوه های ارتباط با امام زمان(عج)
باید به این نکته توجّه داشت که شناخت و ایمان نسبت به امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا که در عصر امامان پیشین، کسانی بودند که در کنار ائمه عصمت و طهارت زندگی میکردند ولی چون نسبت به آن برگزیدگانالهی، معرفت و ایمان نداشتهاند، بهرهای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت کردهاند.
حال ما چه کنیم که بتوانیم امام زمان خویش را بشناسیم
و انس وارتباط حقیقی با آن حضرت برقرار نماییم؟ در
اینجا به برخی از مهمترین راههای آن اشاره مینماییم:
1.تقوا 2. عشق و محبت به آن
سرور.
تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس
میباشد یعنی اطاعت کامل از خداوند و فرمانبرداری از
دستورات او که خلاصهاش انجام واجبات و ترک محرمات میشود،
البتّه تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا
آخرین پلهاش طی کند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت که
در نهایت به جایی میرسد که خداوند متعال میفرماید:
ای بنده من اطاعتم کن تو را مثل خودم قرار میدهم. من
زنده هستم و نمیمیرم، تو را هم زنده قرار میدهم و
نمیمیری و من بینیاز هستم و محتاج نمیشوم، تو را هم
بینیاز قرار میدهم که محتاج نمیشوی. من هر چه را
اراده کنم تحقق پیدا میکند، تو را هم به صورتی قرار
میدهم که هر چه را بخواهی تحقق پیدا میکند.[1]
برای رسیدن به این مرحله، علاوه بر انجام واجبات و ترک
محرمات تا حد امکان باید مستحبات را هم انجام دهد و از
شبهات و مکروهات هم دوری کند.
تقوا سبب نورانیت و قرب به حضرتولیعصر-عجل الله
تعالی فرجه الشریف- و اتصال روحی با آن حضرت میشود.
در توقیع شریف امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف-
به شیخ مفید،امام میفرماید: «...پس هر فردی از شما
عمل کند به آن چیزی که به وسیله آن به محبت ما نزدیک
میشود و دوری کند از آن چیزهایی که به وسیله آن به
اکراه و خشم ما نزدیک میشود. پس به درستی که امر ظهور
ما یک دفعه و ناگهانی است، در وقتی که توبه برای فرد،
نفعی ندارد و نجات نمیدهد او را از عقاب ما، پشیمانی
بر رفتارهای ناپسند. خداوند شما را با الهامات غیبی
خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمتش نصیب شما
فرماید».
پس آنچنان که از کلمات گهربار آن وجود مقدس دانسته میشود،
تنها چیزی که نمیگذارد به آن حضرت نزدیک شویم ، اعمال
سوء و گناهان ماست که آن مولا را ناراحت میسازد در
حقیقت علّت اصلی این حجاب بین ما و آن حضرت در خود
ماست. معصیت خدا سبب میشود که دل و قلب انسان از محبت
خاندان وحی خالی گردد و بُعد روحی و جسمی از آقا امام
زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- پیش آید و اعمال
شایسته ما، این اتصال روحی با امام را از بین برده و
سبب دور شدن ما از آن وجود مقدس میگردد.
در تشرف علی بن ابراهیم بن مهزیار، امام زمان -عجل
الله تعالی فرجه الشریف- همین نکته را باز تذکر
نمودهاند که پسر مهزیار نقل میکند که پس از توسلات
عدیدهای در یک سفر در جستجوی آن وجود مقدس به مکه
مشرف میشود، شبی در مسجدالحرام مقابل درب کعبه شخص
وارستهای را میبیند که پس از سلام و معرفی خود، به
اینکه از سوی حضرت مأمور بردن پسر مهزیار به جهت
پابوسی حضرت بقیه الله -عجل الله تعالی فرجه الشریف-
است، از پسر مهزیار میپرسد: چه چیزی را طلب میکنی ای
ابالحسن؟
گفتم: امامی که محجوب و مخفی از عالم است.
گفت: او از شما پوشیده و مخفی نیست و لکن اعمال بد شما
او را از شما پوشانده و مخفی ساخته است.
وقتی آن شخص پس از مقدماتی، عتی بن مهزیار را خدمت
حضرت صاحب الامر -عجل الله تعالی فرجه الشریف- میبرد
حضرت در قسمتی از سخنانشان خطابه به او میفرماید: ای
ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه
چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟
پسر مهزیار در جواب میگوید: ای آقای من تا الان کسی
را نیافته بودم که مرا راهنمایی کند.
حضرت فرمودند: کسی را نیافتی که راهنمائیت کند؟!
آنگاه با انگشتان مبارکشان بر روی زمین فشار دادند و
سپس فرمودند: و لکن شما اموالتان را زیاد نمودید،
ضعفاء مؤمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم
نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است؟[2]
پس مهمترین عامل،که موجب ایجاد انس با مولایمان امام
زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و از بین رفتن
موانع بهرهمندی از فیض حضور آن حضرت
میگرددتقوا،پرهیزکاری و ترک محرمات و انجام واجبات
الهی است.
امر دوّم برای نزدیک شدن به محضر مبارک امام زمان -عجل
الله تعالی فرجه الشریف- عشق به آن حضرت و ایجاد محبت
در خود نسبت به آن مقام مقدس میباشد. در حدیث
گرانبهایی که در مورد رابطه قلبی بین امام معصوم و
شیعه، مضامین زیبایی در آن نقل گردیده است، راوی سؤال
میکند: «آیا شما برای من دعا مینمایید؟ امام
رضا-علیه السلام- میفرماید: آیا تو غیر از این را
گمان میکنی؟ راوی جواب میگوید: خیر و سپس حضرت
میفرماید:
اگر خواستی که دریابی که مقام محبت من با تو و اهتمام
داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر کن و
ببین که در قلبت و در کارهایت چقدر به من محبت داری و
به فکر من هستی؟»[3]
این یک قاعده کلی است که هر قدر شما به شخصی نزدیک
باشید و او را دوست داشته باشید او هم شما را به همان
مقدار دوست خواهد داشت لذا امام در حدیث میفرمایند که
به خود نظر کن و آنگاه درجه محبت خویش را نسبت به ما
بسنج. پس بدان به همان مقداری که تو به یاد ما هستی ما
هم به یاد تو هستیم.
گاهی میشود محّب و عاشق، از یک دوستی عادی گام فراتر
میگذارد به گونهای که محبوب و معشوق را بیش از خود
دوست دارد و او را با همه دنیا عوض نمیکند و حاضر است
جان را فدایش کند و اوامرش را بی چون و چرا، اجرا کند
در این صورت مقام محبت و مودت به آخرین درجه خود
میرسد که شاید قابل وصف نباشد، وقتی چنین حالت و
رابطهای بین عاشق و معشوق پدید آمد، هیچ چیز
نمیتواند مانع اتصال گردد و هیچ سدی نمیتواند در
برابر عاشق بایستد. از آن طرف هم وقتی محبوب این حالت
محب را مشاهده میکند در لطف و مهرورزیدن نسبت به محب
کوتاهی نمیکند او را در سرای خویش میهمان مینماید و
پذیرایی و میهماننوازی از او را به حد اعلی میرساند
از او میخواهد که در کنارش برای همیشه بماند تا این
حالت محبت و دوستی از بین نرود.
اگر این حالت علاقه با نهایت درجهاش در قلب و روح
انسان پدید آمد که امام و آقا و مولای خود را بیش از
خویش بخواهد و حاضر باشد که جان در راه او دهد و موانع
دنیایی نتواند در مقابلش بایستد، البتّه از طرف آن
حضرت عنایاتی که نمیتوان مثل و مانند آن عنایات و
محبتها را در دنیا یافت، به او خواهد شد.
اگر دل از علائق کنده باشی به منزل بار خود افکنده
باشی
البتّه وسائل و راههای دیگری هم وجود دارد که میتواند موجب قرب و نزدیک شدن به آن حضرت گردد که به مهمترین آنها اشاره میگردد:
1. معرفت و شناخت در حد امکان، از آن چهارده نور
تابناک خصوصاً حضرت بقیه الله -عجل الله تعالی فرجه
الشریف- .
2. به یاد آن حضرت بودن در همه اوقات.
3. انتشار دادن نام و یاد آن حضرت در بین مردم.
4. عظیم شمردن نام آن وجود مقدس.
5. گریه و ناله در دوری از آن امام و حزن و اندوه در
غربت او.
6. دعا برای تعجیل فرج در هر صبح و شام در اوقات اذان
که در توقیع شریف فرمودند: و اکثروا الدعاء بتعجیل
الفرج فان ذلک فرجکم «برای تعجیل ظهور زیاد دعا نمایید
که همانا آن(دعا کردن) موجب گشایش در امور و رهایی شما
است.»[4]
7. هدیه نمودن ثواب عبادات به آن حضرت .
8. قرائت قرآن و عمل به آن و هدیه ختم قرآن به آن وجود
مقدس و مبارک.
9. توجه به خواندن زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره و
نماز شب که همانا استمرار بر آنها،آثاری بس شگفتانگیز
دارد.
10. زیارت نمودن آن حضرت به ادعیهای که در خصوص آن
بزرگوار وارد گردیده است.
11. انفاق مال در راه و صدقه دادن برای سلامتی و تعجیل
در ظهور آن حضرت.
12. عزاداری و گریه در مصیبت جد بزرگوارش امام حسین ـ
علیه السّلام ـ و عمهاش زینب-علیها السلام-.
13. دوست داشتن خوبان و شیعیان مخلص و محبان واقعی آن
حضرت و احترام گذاشتن به آنها.
14. یاری رساندن به شیعیان آن حضرت و رفع مشکلات
دوستان آن بزرگوار.
البتّه از این نکته نباید غافل شد که ارتباط وانس با
حضرت ولی عصرامام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف-
اعم از ملاقات میباشد و میتواند جلوههای دیگری از
جمله خواب، ارتباط قلبی و... داشته باشد .
خدایا توفیق درک انس و محبت مولایمان امام زمان -عجل
الله تعالی فرجه الشریف- و توفیق زیارت آن حضرت را به
ما آن عنایت فرما و ما را از سربازان و یاوران مخلص آن
حضرت مقرر گردان «آمین یا رب العالمین»
[1] .
مستدرک وسائلالشیعه ج 11، ص 258.
[2] . دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری.
[3] . اصول کافی، ج 2، ص 652.
[4] . بحارالانوار، 52 ص، غیبه الطوسی ص 290.
تقدیم به عاشقــان سرور و سالار
شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
گام های محرم ناگزیر از رسیدن به سر منزل تاسوعا و عاشورای
حسینی است. محرمی که با نام حسین(ع) پیوند خورده و هر یک از ایامش
فکرها و دل ها را متوجه روزی می کند که بزرگ ترین مصائب دنیا را
بهمراه دارد و با تاملی در چگونگی حوادثی که آنزمان در کربلا اتفاق
افتاد اشک غم را در سوگ برترین انسان های عالم جاری می کند ...
مروری بر صفحات تاریخ نشان میدهد جنایت و کشتارهای فجیع انسانی در
طول تاریخ کم نبودهاند. جنایاتی که بیان آنها مو را بر تن انسان
سیخ میکند. از جنایت مغول ها در نقاط مختلف خصوصاً خراسان گرفته
تا کشتار سرخپوستان آمریکا توسط مهاجران اروپایی و از تلفات
جنگهای جهانی و حمله اتمی به هیروشیما گرفته تا کشتار در عراق و
افغانستان توسط مهاجمانی که حقوق انسانها را نقص کردند. اما بسیاری
از آنها در لابهلای تاریخ دفن شدهاند و آنهایی هم که گاه بیان
میشوند یا برای زنده نگهداشتنشان یادبودی ساخته شده، هیچکدام
جریانساز و تحولآفرین نیستند. حتی کشتارهای گسترده در همین
زمانهای نزدیک خیلی سریع به فراموشی سپرده شده است.
اما دهه ی محرم 61 هجری و تاسوعا و عاشورای خونین آن سال هرگز از
یادها نمی رود و هنوز هم که هنوز است مسلما بسیاری از شما عزیزان
در هر شهر و محله ای که در آن زندگی میکنید هیات و دستهای دارید
و در ایام محرم خصوصا در تاسوعا و عاشورا برای گریستن بر مظلومیت
آقا اباعبدالله و تدبر و تفکر در چیستی و چرایی حرکتش راهی تکیه و
حسینیه ای میشوید. مگر راز زنده ماندن رشادت های حضرت ابوالفضل(ع)
در روز تاسوعا و همینطور قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا که یک
نیمروز بیشتر بهطول نینجامید چیست؟ و چرا این حماسه پس از 14 قرن
همچنان تحولآفرین و انسانساز است؟ این راز ابعاد مختلفی دارد که
گرچه در این مختصر نمی گنجد ولی در این نوشتار تنها به گوشه ای از
آنها اشاره می کنیم ...
روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان
روزی شناخته شده که عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت
های علمدار کربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند.
بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای
حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور کنند که آن حضرت در روز تاسوعا
به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت کربلا را
برپا می کنند در حالیکه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران
امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام
خود فدا کردند. تاسوعا روزی است که حسین(ع) و یارانش در کربلا توسط
لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یکی از حوادثی که در این
روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود که شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و
برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل(ع)
برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد،
آن امان نامه ی ننگین
به تمسخر گرفته شد.
در چنین روزی بود که به دستور عبیدالله بن زیاد، لشکر
مجهزی از کوفه وارد کربلا شد و در عصر روز تاسوعا بود که حضرت
اباعبدالله(ع) برای یاران خود خطابه ای خواندند و بیعت خود را از
آنان برداشتند و سفارش کردند تا از تاریکی شب استفاده کرده و صحنه
کربلا را ترک کنند تا جان خود را نجات دهند و بدینصوررت فرصتی
فراهم آوردند تا هر کس میخواهد از ایشان جدا شود و به نقطهای امن
برود که البته عدهای هم چنین کردند ولی آنها که ماندند اعلام
وفاداری و حمایت خود را تا پای جان اعلام کردند و برای همیشه ی
تاریخ ماندگار شدند.
بنابراین حادثه عاشورا یک انتخاب آگاهانه و از روی بصیرت بوده است.
همه کسانی که در این واقعه شرکت کردند از سرانجام خود آگاهی داشتند
و بهصورت اتفاقی و از سر غفلت آنجا نیامده بودند.
ویژگی مهم دیگر حادثه عاشورا، تلفیق شگفتانگیز و شورآفرین مظلومیت
با عزت و اقتدار است.
جمعیتی اندک با ابزارآلات محدود جنگی در مقابل لشکری کاملا مجهز و
ستیزه جو؛ در محاصره آب و عطش، اما از هیچکدام ذرهای سستی، ترس و
پشیمانی از این حضور نه دیده شد و نه شنیده ...
:: قدیمی ترین تابلو از واقعه عاشورا
در سال 61 هجری ::
واقعه کربلا تنها یک بار در طول تاریخ اتفاق افتاد، اما این رویداد بینظیر و مسائل قبل و بعد از آن را افراد مختلفی نقل و روایت کرده اند، به همین دلیل برخی از اطلاعات و آمارها با یکدیگر تفاوت دارد. به گزارش خبرگزاری مهر، با استفاده از آمار می توان هر موضوع یا حادثه ای را دقیق تر بیان کرد تا افراد نیز آن را بهتر درک کنند؛ نقش آمار در ارائه سیمای روشنتر از هر موضوع و حادثه، غیر قابل انکار است. به دلیل آنکه بعضی از مطالب آماری، زمانی و مکانی، حادثه کربلا را گویا تر می سازد، ۱۷۲ نکته از این واقعه جانسوز و ۷۲ شهید کربلا بیان می شود:
•
خصوصیات منطقه عملیاتی کربلای ۶۱ هجری
1. واقعه کربلا نزدیک رودخانه دجله و فرات اتفاق افتاده است
2. دجله در سمت چپ و فرات در سمت راست کربلاست 3. از نظر آب و
هوایی در منطقه خشک و گرم عراق قرار گرفته و در ضلع شمال شرقی
ایران قرار دارد و در جنوب غربی حجاز واقع شده است 4. منطقه رملی و
نیمه جنگلی است 5. در حاشیه نهرعلقمه، نخلستانی قرار دارد 6. دارای
تپه ماهور و پستی و بلندیهای بسیار است 7. نهر علقمه از فرات منشعب
شده و در نزدیکی اردوگاه حسینی قرار دارد 8. موسم تابستان با گرمای
مخصوص منطقه همراه است 9. کربلا در حاشیه فرات و قبرستان یهود قرار
گرفته است 10. از نظر اهمیت جغرافیایی، نقطه کور، منزوی و فراموش
شده، فاقد هر گونه امتیاز و اهمیت ویژه سیاسی، فرهنگی، نظامی و
اقتصادی در آن دوران است.
•
خصوصیات حرکت زمینی سید الشهدا(ع)
1. عقب نشینی تاکتیکی در زمان غیر قابل پیش بینی 2. بهره گیری از
زمین برای ایجاد جنگ روانی 3. انتخاب کمیت زمین برای به دست گرفتن
ابتکارعمل در جنگ 4. در اختیار گرفتن زمان و سلب آن از دشمن
5. ایجاد توازن دفاعی 6. تجزیه نیرو و تغییر جهت دشمن به سمت ضعف
7. به هم زدن نظم تشکیلاتی و ایجاد تغییر در قرارگاه جنگی دشمن ۸.
سلب اختیار از دشمن و به دست گرفتن ابتکار حرکت 9. اخلال در سیستم
تصمیم گیری فرماندهان نظامی 10. به دست گرفتن ابتکار عمل در زمین
11. به موضع انفعالی کشیدن دشمن
12. استفاده از پوشش طبیعی و تصنعی
زمین و بهره گیری از آن برای استتار و اختفاء
13. جلوگیری از تمرکز قوا هنگام حمله دشمن و ایجاد فاصله جغرافیایی
بین فرماندهی، تدارکات و ارتباطات 14.
ایجاد شتابزدگی در تصمیم
گیری نظامی و کندی در عمل دشمن 15.
سلب هر گونه بهره گیری
استراتژیک از زمین (از دشمن)
16. افزایش محدودیت در میدان عمل و
کاهش شدید میزان کارآیی دشمن
17. تعیین جهت حمله و نوع آرایش جنگی
دشمن به وسیله زمین 18.
به دست گرفتن ابتکار عمل در سازماندهی و
تجدید سازمان از لحاظ کیفی و کمی 19.
تعیین نوع بهره وری از برای
دشمن به صورت مطلوب 20. موضع گیری و آرایش مطلوب در دفع حمله
21. احراز آمادگی در هر شرایطی تا هر زمان و سلب آمادگی از دشمن به
وسیله زمین
22. بدون حرکت و صرف انرژی، آرایش دشمن را برای چند
ساعت به صورت جنگ روانی برهم زد.
•
مختصات جبهه جنگی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)
1. نام عملیات: هیهات من الذله 2. سال عملیات: 61 هجری قمری 3. ماه
عملیات: محرم الحرام 4. روز عملیات: جمعه دهم محرم 5. نوع عملیات:
جهاد ابتدایی 6. استراتژی حرکت و حمله: افشای چهره نفاق و تشکیل
حکومت 7. موضع جنگی : دفاعی 8. طول جبهه دفاعی : 180 متر 9. طول
محور عملیات: 360 متر 10. فاصله خیمه ها: دومتر
11. تعداد خیمه ها
: 60 عدد.
12. ترکیب کیفیت نیرو: بنی هاشم، یاران، زنان و کودکان 13.
وضعیت
روحی و روانی : عاشقانی حفاظت پیشه 14.
تعداد سواره نظام : 32 نفر
15. تعداد پیاده نظام: 40 نفر 16.
تعداد کل نیروهای رزمی : 72 نفر
17. فرمانده کل قوا: سید الشهدا حسین بن علی(ع) 18.
پرچمدار لشکر:
ابوالفضل العباس(ع) 19.
فرمانده سمت راست: زهیر بن قین 20.
فرمانده
سمت چپ: حبیب بن مظاهر.
21. وضعیت تدارکات : محاصره کامل
22. وضعیت تجهیزات: کمبود شدید
23. وضعیت آب و آذوقه: محاصره (تشنگی و گرسنگی)
24. موقعیت
جغرافیایی: قتلگاه
25. زمان و ساعت شروع حمله: دو ساعت گذشته از
روز(8 صبح) 26. رمز عملیات: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
27. نوع آرایش جنگی: ساعتی – مثلثی – نعلی
28. تعداد بر هم زدن
آرایش دشمن : در سه مرحله که مرحله چهارم به جنگ تن به تن انجامید
29. طول مدت عملیات: هشت ساعت 30.
پایان عملیات: غروب آفتاب همان
روز.
•
مختصات جبهه جنگی یزید بن معاویه
1. نام جنگ وعملیات: بیعت ظالمانه 2. استراتژی عملیات: محو کامل
اسلام ناب محمدی 3. ترکیب کیفیت نیرو: مردان مجهز و آماده 4.
موقعیت جغرافیایی : استراتژیک ترین منطقه 5. وضعیت روحی و روانی :
در خواب کامل سیاسی 6. تعداد سواره نظام: به علت کثرت آنان نامعلوم
7. تعداد پیاده نظام: به علت کثرت آنان نامعلوم 8. کل نیروی رزمی :
30 هزار نفر.
9. فرمانده کل لشکر : عمر سعد
10. پرچمدار لشکر : درید، غلام عمر
سعد 11. فرمانده سواره نظام: عروه بن قیس احمصی
12. فرمانده پیاده
نظام: شیث بن ربعی
13. فرمانده ستون سمت راست: عمروبن حجاج
14. فرمانده ستون سمت چپ: شمر بن ذی الجوشن.
15. وضعیت تدارکات : سریع، به موقع و فوق العاده
16. وضعیت
تجهیزات: به میزان چند ماه
17. وضعیت آب: مسلط بر رود فرات
18. وضعیت آذوقه : به میزان چند ماه
19. نوع جنگ : تهاجمی 20. موازنه
قوا: برتری کمّی ( 400 نفر مقابل یک نفر)
21. خط مشی سیاسی و
فرهنگی : نفاق
22. رمز اول عملیات: لشکر خدا به پا خیزید
23. رمز
دوم عملیات: پرتاب تیر توسط عمر سعد
24. تعداد آرایش: سه عدد
25. آرایش اول : مدور، پله چپ و راست ( پیاده سنگین)
26. آرایش دوم :
ستون سمت چپ ، سواره سنگین
27. آرایش سوم: ستون سمت راست ، سواره
سنگین 28. تن به تن: خطی، بسیجی ، عمومی ، سواره
29. رعایت قوانین
جنگی : نقض کامل.
•
بخشی از روز شمار قیام کربلا
1. ورود امام حسین(ع) به کربلا و فرود آمدن در آنجا: دوم محرم 61
هجری 2. ورود عمر سعد به کربلا، به همراه چهار هزار نفر از سپاه
کوفه برای بیعت: سوم محرم و ورود شیث بن ربعی با چهار هزار نفر به
سرزمین کربلا: پنجم محرم 61 هجری 3. رسیدن دستور از کوفه بر ممانعت
سپاه امام از آب: هفتم محرم 61 هجری.
4. ورود شمربا چهار هزارنفربه کربلا،همراه با نامه ابن زیاد به
عمرسعد، مبنی برجنگیدن با حسین(ع) و کشتن او: نهم محرم 61 هجری 5.
درگیری یاران امام، با سپاه کوفه: دهم محرم 61 هجری 6. حرکت سپاه
عمر سعد و اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه: یازدهم محرم 61 هجری 7.
ورود اسرای اهل بیت از کربلا به دمشق: ماه صفر 61 هجری 8. بازگشت
اهل بیت ازصفر شام به مدینه: بیستم صفر61 هجری.
•
آمارهایی از آغاز و انجام نهضت خونین کربلا
1. قیام حضرت امام حسین (ع) از روز خودداری از بیعت با یزید تا روز
عاشورا: 175 روز 2. آغاز و خاتمه قیام امام حسین(ع): مدینه به مکه
3. مدت قیام امام حسین(ع): یک هفته در مدینه، چهار ماه و 10 روز در
مکه، 23 روز بین راه مکه تا کربلا "از دوم محرم تا دهم محرم" 4.
تعداد منزلهایی که کاروان امام حسین (ع) از آنها عبور کرد: 18منزل.
5. فاصله میان منزلهایی که کاروان امام حسین(ع) از آنها عبور کرد
با همدیگر: حدود سه فرسنگ و گاهی پنج فرسنگ 6. تعداد منزلهایی که
اسرای اهل بیت امام حسین(ع) از کوفه تا شام ازآن عبور کردند: 14
منزل 7. تعداد نامه های دریافتی امام حسین(ع) از کوفه: 12 هزار
نامه 8. تعداد بیعت کنندگان با فرستاده امام حسین(ع)" مسلم بن
عقیل" به کوفه : 18 هزار نفر.
9. تعداد فرزندان ابیطالب که نام آنها درزیارت ناحیه به عنوان شهید
کربلا آمده است: 17 نفر 10.
تعداد کودکان بنی هاشم در بین شهدای
کربلا: سه نفر
11. تعداد اعضای خاندان بنی هاشم که درواقعه کربلا
شهید شدند: 33 نفر
12. تعداد فرزندان فرزندان امام حسین(ع) که در
کربلا شهید شدند: سه نفر
13. تعداد فرزندان امام علی(ع) که در
کربلا شهید شدند: 9 نفر.
14. تعداد فرزندان امام مجتبی (ع) که در کربلا شهید شدند: چهار نفر
15. تعداد فرزندان جعفر بن ابیطالب که در کربلا شهید شدند: 4 نفر
16. تعداد شهدا و افرادی که نامشان در زیارت "ناحیه مقدسه" آمده
است: به غیر از سالار شهیدان و خاندان بنی هاشم، 82 نفر
17. مجموع
شهدای کوفه، از یاران امام حسین(ع): 138نفر
18. تعداد غلامهای شهید
کربلا: 12 نفر.
19. تعداد سرهای شهدای کربلا که توسط دشمنان ازبدن جدا شده و کوفه
بردند: 78 سر 20.
تعداد سرهای بریده حمل شده توسط قیس بن اشعف"رئیس
قبیله بنی کنده" : 13 سر بریده
21. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط
رئیس هوازن: 12 سر بریده
22. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط قبیله
بنی تمیم: 17 سر بریده
23. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط قبیله
مذحج : شش سربریده
24. تعداد سرهای بریده حمل شده توسط افراد
متفرقه از قبایل گوناگون: 13 سر بریده.
25. تعداد زخمهای نیزه بر بدن مطهر امام حسین(ع): 33 زخم
26. تعداد
ضربه های شمشیر بر بدن مطهر امام حسین (ع): 34 ضربه
27. سن
سیدالشهدا(ع) در هنگام شهادت: 57 سال
28. تعداد افرادی که
بعدازشهادت سیدالشهدا(ع) بر بدن آن حضرت، اسب تاختند: 10 نفر
29. تعداد افرادی که حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا برای آنان مرثیه
خواند: 10 نفر.
30. تعداد کودکان و نوجوانان شهید واقعه کربلا که به سن بلوغ
نرسیده بودند: 5 نفر
31. تعداد افرادی که امام حسین(ع) در شهادت بر
آنان درود و رحمت فرستاد: دو نفر
32. تعداد شهدایی که سیدالشهدا(ع)
در واقعه کربلا بر بالین آنها با پای پیاده رفت: هفت نفر
33. تعداد
افرادی که دشمنان سرهای بریده آنها را سمت امام حسین(ع) پرتاب
کردند: سه نفر
34. تعداد پیکرهایی که در واقعه کربلا توسط دشمنان
قطعه قطعه شدند: سه نفر
35. تعداد اصحاب رسول (ص) که در واقعه
کربلا شهید شدند: پنج نفر.
36. تعداد غلامهایی که در واقعه کربلا، خارج از کربلا( در بصره)
شهید شدند: یک نفر
37. تعداد یاران امام حسین(ع) که در کربلا به
اسارت درآمدند: دو نفر
38. تعداد یاران امام حسین(ع) که بعد او به
شهادت رسیدند: چهار نفر
39. تعداد افرادی که در کربلا با حضور
پدرانشان به شهادت رسیدند: هفت نفر 40.
تعداد زنانی که در کربلا به
شهادت رسیدند: یک نفر" ام وهب، همسرعبدالله بن عمیر کلبی".
41. تعداد زنانی که در واقعه کربلا از خیمه خارج و به دشمن حمله ور
شدند: پنج نفر
42. سن حضرت علی اکبر در زمان شهادت: 27 سال
43. تعداد شهیدانی که سرشان از تن جدا نشد: دو نفر
44. تعداد افرادی که
بعد از شهادت امام حسین(ع) وسایل او را غارت کردند: 10 نفر
45. تعداد فرزندان ابیطالب که در کربلا شهید شده و نام آنها در زیارت
ناحیه آمده است: 13 نفر.
46. تعداد خیمه های صحرای کربلا: 60 خیمه
47. فاصله خیمه های صحرای
کربلا از هم : دو متر
48. تعداد شهدای کربلا که با خانواده در این
واقعه حضور داشتند: سه نفر
49. تعداد مردان و پسرانی که در واقعه
عاشورا به اسارت درآمدند: هشت نفر 50.
تعداد افراد اسیر شده در
واقعه کربلا که به سن بلوغ نرسیده بودند: شش نفر.
51. تاریخ هجری واقعه عاشورا: دهم محرم سال 61 هجری
52. تاریخ شمسی
واقعه عاشورا: 21 مهر شمسی
53. لقب گروهی ازشیعیان کوفه که به
خونخواهی شهدای کربلا قیام کردند: توابین
54. ازاصحاب خاص
امیرالمؤمنین که در کربلا شهید شد: حبیب بن مظاهر
55. ازشهدای
کربلا و مؤذن سیدالشهدا(ع): حجاج بن مسروق جعفی.
56. شهیدی که به بهانه آب دادن اسب خویش از اردوگاه عمر سعد جدا
شده و امام حسین(ع) پیوست: حربن یزید ریاحی
57. کسی که کودک
شیرخوار امام حسین(ع) را به شهادت رساند: حرمله
58. از مهمترین
درسهای نهضت کربلا و الفبای نخست فرهنگ عاشورا: آزادگی
59. قاتل
طفلان مسلم بن عقیل: حارث 60. قاتلی که به دستور ابن زیاد، مسلم ین
عقیل را بالای دارالأماره بردو سر از بدن جدا کرد: بکیربن حمران
احمری.
- شهدایی که سرهایشان در روز عاشورا توسط دشمن به سمت امام حسین(ع)
پرتاب شد: عبدالله بن عمیر کلبی، عمروبن جناده، عابس بن ابی شبیب
شاکری.
- شهدایی که پیکر آنها در واقعه کربلا توسط دشمن قطعه قطعه شد: حضرت
ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علی اکبر، عبدالرحمن بن عمیر.
- شهدایی که حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا برای آنان مرثیه خواند:
حضرت علی اکبر، حضرت ابوالفضل العباس، حضرت قاسم، عبدالله بن حسن،
عبدالله طفل شیر خوار، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حربن یزید
ریاحی، زهیربن قین، جون.
- کودکان ونوجوانان شهیدی که به سن بلوغ نرسیده بودند: عبدالله بن
الحسین(علی اضغر) کودک شیر خوار امام حسین(ع)، عبدالله بن
الحسن(ع)، محمدبن ابی سعید بن عقیل، قاسم بن الحسن(ع)، عمروبن
جناده انصاری.
- تعداد شهدایی که اصحاب حضرت رسول(ص) بودند: انس بن حرث کاهلی، حبیب
بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، هانی بن عروه، عبدالله بن بقطر عمیری.
- غلامهایی که در رکاب سالار شهیدان، به
درجه رفیع شهادت رسیدند: نصر و سعد. ازغلامان امام علی(ع)، منحج.
غلام امام حسن مجتبی(ع)، اسلم و غارب. غلامان امام حسین(ع)، حرث.
غلام همزه، جون. غلام ابوذر غفاری، رافع. غلام مسلم ازدی، سعد.
غلام عمرصیداوی، سالم. غلام بنی المدینه، سالم. غلام عبدی، شوذب.
غلام شاکر، شیب. غلام حرث جابری، واضح. غلام حرث سلمانی
- افرادی که بعد از شهادت امام حسین (ع) به شهادت رسیدند: سعد بن
حرث، ابوالحتوف، سوید بن ابی مطاع که مجروح بود، محمد بن ابی سعید
بن عقیل.
- شهدای کربلا که در حضور پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند: حضرت علی
اکبر(ع)، عبدالله بن حسین(علی اصغر)، عمرو بن جناده، عبدالله بن
یزید، عبیدالله بن یزید، مجمع بن عائذ، عبدالرحمن بن مسعود.
- زنانی که در واقعه کربلا به دلایلی از خیمه ها بیرون آمده و به
دشمن حمله ور شدند: حضرت زینب کبری(س)، کنیز مسلم بن عوسجه، مادر
عمرو بن جناده، ام وهب همسر عبدالله کلبی، مادر عبدالله کلبی.
- اولین نفر از خاندان بنیهاشم که در کربلا به شهادت رسید: حضرت علی
اکبر (ع) فرزند سالار شهیدان کربلا.
- شهیدانی که در کربلا سر از پیکرشان جدا نشد: حضرت علی اصغر (ع) و
حربن یزید ریاحی.
- شهدایی که با خانواده های خود در این حماسه ماندگار شرکت داشتند:
جناده بن حرث، عبدالله بن عمیر کلبی، مسلم بن عوسجه.
- مردان و پسرانی که در واقعه عاشورا به اسارت درآمدند: امام زین
العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع)، عمر بن حسین، حسن بن حسن، زید بن
حسن، عمربن حسن، محمد بن عمر بن حسن، محمد بن حسین.
از روزی که در نهر جانمان فرات سوز و علقمه عطش جاری ساخته اند،از شبی که در پیاله دلمان شربت گوارای ولایت ریخته اند،دلمان یک حسینیه پر شور است.
در حسینیه دلمان، مرغهای محبت سینه می زنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم، بی قراری می کنند.
سینه ما تکیه ای قدیمی است، سیاهپوش با کتیبه های درد و داغ، که درب آن با کلید « یا حسین » باز می شود و زمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو می شود.
ما دلهای شکسته خود را وقف اباعبدالله کرده ایم و اشک خود را نذر کربلا، و این « وقفنامه » به امضای حسین رسیده است.
صبحها وقتی سفره عزا گشوده می شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق می شود. ابتدا چند مشت «آب بیداری » به صورت جان می زنیم تا «خواب غفلت » را بشکنیم.
زیارتنامه را که می بینیم، چشممان آب می افتد و «السلام علیک » را که می شنویم، بوی خوش کربلا به مشام دل می رسد.
توده های بغض، در گلویمان متراکم می گردد و هوای دلمان ابری می شود و آسمان دیدگانمان بارانی!
آنگاه، جرعه جرعه زیارت عاشورا می نوشیم و سر سفره توسل، ولایت را لقمه لقمه در دهان کودکانمان می گذاریم.
در این خشکسالی دل و قحطی عشق، نم نم باران اشک، غنیمتی است!
خدایا! ما را به چشمه کربلا تشنه تر کن!
و تو ای محرم!
تو آن کیمیاى دگرگونهسازى که مرگ حیات آفرین را - به نام «شهادت» به اکسیر عشقى که در التهاب سر انگشت سحرآفرینت نهفته است، چو شهدى مصفا و شیرین به کام پذیرندگان مىچشانى.
تو آن خشم خونین خلق خدایى که از حنجر سرخ و پاک شهیدان برون زد.
تو بغض گلوى تمام ستمدیدگانى که در کربلا ، نیمروزى به یکباره ترکید و آن خون دل و دیده روزگار که با خنجر کینه توز ستم، بر زمین ریخت.
الا اى محرم! تو به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بیداد، قامت کشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش جاوید را آفریدند، تو آن آشناى کهن یاد و دشمنستیزى که همواره در یادشانى.
الا اى محرم!...
تاریخ دمشق به نقل از بشر بن طانحه و او نیز از مردى از قبیله هَمْدان می نویسد: (1)
حسین بن على علیه السلام، صبحِ روزى که به شهادت رسید، برای ما سخنرانى کرد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
« عِبادَ اللّه ِ، اتَّقُوا اللّه َ وکونوا مِنَ الدُّنیا عَلى حَذَرٍ» بندگان خدا! از خدا ، پروا کنید و از دنیا ، بر حذر باشید.
همانگونه که از ادامه سخنان حضرت و نیز آیات قرآن به دست می آید، منظور حضرت، پرهیز از نعمتهای موجود در دنیا نیست بلکه مراد ایشان پرهیز از دلبستگی و سرگرم شدن به امور دنیوی و فراموش کردن هدفی که برای آن به دنیا آمده ایم، وظایف رسیدن به آن هدف و در نهایت فراموشی قیامت است.(2)
آنگاه دلیل این پروای از دنیا را بیان می کند و می فرماید:
« فَإِنَّ الدُّنیا لَو بَقِیَت لِأَحَدٍ و بَقِیَ عَلَیها أحَدٌ کانَتِ الأَنبِیاءُ أحَقَّ بِالبَقاءِ و أولى بِالرِّضى و أرضى بِالقَضاءِ » که اگر قرار بود دنیا براى کسى بماند و کسى هم در آن جاودان باشد، قطعا پیامبران، سزاوارترین افراد به ماندن و سزامندترین به خشنود شدن از قضاى الهى و خشنودتر به آن بودند.
امیرالمومنین علیه السلام در خطبه 160 می فرماید:
« براى تو کافى است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سر مشق تو باشد و راهنمایى براى درک زشتى و عیب دنیا و کثرت رسواییها و بدىهاى آن. به پیامبر پاکتر و پاکیزهترت که درود خدا بر او و آلش باد اقتدا کن که وجودش براى هر که بخواهد به او اقتدا کند سر مشق است و براى آن که تسلّى جوید در زندگى به آن حضرت تسلّى است و محبوبترین بندگان نزد خدا کسى است که به پیامبر اقتدا کند و قدم جاى قدم او بگذارد.
از دنیا به حداقل قناعت کرد و دیده براى تماشاى آن باز نکرد. لاغرترین اهل دنیا و گرسنهترین آنان از دنیا بود. دنیا به او ارائه شد؛ اما از پذیرفتنش امتناع کرد.»
در همین خطبه است که حضرت در یک استدلال متین و قدرتمند و در کلامی متشابه با آنچه که از سیدالشهداء علیه السلام نقل کردیم انسانها را از دل بستن به دنیا برحذر می دارد که خلاصه آن چنین است:
اگر صرف داشتن مال و غرق شدن در دارایی، کمال بود و موجب برتری انسانها می بایست خداوند برترین بندگانش یعنی پیامبرانشان را از این کمال غنی می کرد. آنگاه با ذکر نمونه هایی از نوع و سطح زندگی پیامبران ثابت می کند که خود آنها از یک زندگی عادی بلکه کم بضاعت برخوردار بودند آنگاه از این نتیجه می گیرد که صرف داشتن و دنیاداری کمال نیست که اگر بود قطعا اولیای خدا نیز از آن بهره مند می شدند.
سپس امام حسین علیه السلام دلیل عدم بقاء دنیا را اینگونه ذکر کرده و می فرماید:
« غَیرَ أنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ الدُّنیا لِلبَلاءِ و خَلَقَ أهلَها لِلفَناءِ فَجَدیدُها بالٍ و نَعیمُها مُضمَحِلٌّ و سُرورُها مُکفَهِرٌّ وَ المَنزِلُ بُلغَةٌ وَ الدّارُ قُلعَةٌ»
چرا که خداى متعال، دنیا را براى آزمایش و اهلش را براى نابودى (زندگی موقت در این دنیا) آفریده است. تازه های آن، کهنه و نعمت هایش زایل و شادى هاش تلخ مى شود. سراى آن فقط براى رسیدن و خانه اش براى دل کَنْدن است.
بلاء یعنی آمتحان و آزمایش برای معلوم شدن کیفیت و ماهیت یک شیء(3) بنابراین وقتی گفته می شود دنیا برای بلاء خلق شده است یعنی دنیا محلی است که انسان آزمایش می شود تا از این رهگذر بتواند مراتب کمال را یک به یک طی کند و در نهایت با پایان پذیرفتن مهلت اقامت او در این نشأه آن را به سوی نشأه های دیگر ترک کرده و کوچ کند.
امام باقر علیه السلام به جابر فرمود:
«یَا جَابِرُ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ وَ الدُّنْیَا دَارُ فَنَاءٍ وَ زَوَال» آن آخرت است که جای ماندن است ولی دنیا محلی است گذرا و باقی ماندنی نیست.(4)
امیرالمومنین علیه السلام در خطبه 203 نهج البلاغه می فرماید:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْیَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرِّکُمْ» اى مردم، دنیا سراى گذر، و آخرت خانه همیشگى است، از سراى گذر براى خانه دائمى توشه برگیرید.
اما اینکه چه توشه ای باید برگرفت و چه چیز در آن سرای باقی به کار می آید همان مطلب مهمی است که امام حسین علیه السلام در پایان سخن خود در روز عاشورا با استناد به قرآن کریم بیان کرده و می فرماید:
فَتَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوى ، وَاتَّقُوا اللّه َ لَعَلَّکُم تُفلِحونَ (برگرفته از دو آیه 197 و 189 سوره بقره)
توشه برگیرید که بهترین توشه، پرهیزگارى است و پروا کنید، شاید که رستگار شوید.»
پی نوشت:
1. تاریخ دمشق : ج 14 ص 218
2. در آیه 20 سوره حدید، سخن از دنیای مذموم و اعتبارات توهمی است که انسان را به خود مشغول کرده و باعث انحراف او می شود. در آیه 26 سوره ص، هشدار به این است که فراموشی قیامت ریشه انحراف و سقوط در جهنم است.
3. البَلاءُ: الاختبارُ (الصحاح)
4. الکافی ج2 ص133