مصادیق تفسیر‌های نادرست از مهدویت

مصادیق تفسیر‌های نادرست از مهدویت

امام زمان (عج)

در تفسیر و تحلیل موضوع مهدویت، هر کس از زاویه دید و نگاه خود به یک‌سری از یافته‌ها می‌رسد. اما در این میان همواره آسیب‌هایی‏ این تحلیل‌ها را تهدید می‌کنند.

تفسیرها و برداشت‌های نادرست از موضوع مهدویت راه را برا یجاد انحرافات جدید در این مسیر می‌گشاید. این نوشتار را که تحلیلی بر مهم‌ترین آسیب‌های احتمالی مهدویت است باهم می‌خوانیم.

تفسیرها و برداشت‏هاى نادرست

تحلیل نادرست و ناقص از روایات به دریافت غیر صحیح مى‏انجامد.بعنوان مثال برداشت غلط از مفهوم «انتظار» سبب شده است که بعضى گمان کنند چون اصلاح جهان از فسادها به دست امام عصر(عج) خواهد بود ما در برابر تباهى‏ها و ناهنجارى‏ها هیچ وظیفه‏اى نداریم و بلکه ممکن است گفته شود که براى نزدیک شدن ظهور امام مهدى‏(عج) باید براى ترویج بدى‏ها و زشتى‏ها در جامعه اقدام کنیم!!

این اندیشه نادرست در مقابل دیدگاه قرآن و اهل بیت(ع) است که امر به معروف و نهى از منکر را از وظایف حتمى هر مسلمان مى‏داند. یکی دیگر از برداشت‏هاى غلط در فرهنگ مهدویت، نشان دادن چهره خشونت‏آمیز از امام مهدى(عج) است.

بر خلاف تصوّر بعضى افراد که مى‏اندیشند امام مهدى‏(عج) با شمشیر عدالت، دریایى از خون به راه مى‏اندازد و بسیارى را از دم تیغ عبور مى‏دهد؛ امام عصر(عج) مظهر رأفت و رحمت پروردگار است و مانند پیامبر بزرگوار اسلام‏(ص) ابتدا همگان را با بیان روشن و دلائل آشکار به اسلام و قرآن مى‏خواند و اکثر مردم دعوت آن حضرت را پاسخ مى‏دهند و به او مى‏پیوندند. بنابراین امام‏(عج) تنها با مخالفان سرسخت که آگاهانه از پذیرفتن حق سرباز مى‏زنند و جز زبان شمشیر نمى‏فهمند با سلاح برخورد مى‏کند.

از امام باقر(ع) سؤال شد، آیا براى ظهور وقت (معینى) است؟ فرمود:آنها که براى ظهور تعیین وقت مى‏کنند دروغ مى‏گویند. (و سه بار این جمله را تکرار کردند.)

استعجال ظهور

استعجال به معنى عجله کردن و خواستن چیزى قبل از رسیدن وقت آن و تحقّق زمینه‏هاى لازم براى آنست. انسان‏هاى عجول به خاطر ضعف نفس و کم ظرفیّت بودن، متانت و سکون و آرامش خود را از دست مى‏دهند و بدون در نظر گرفتن شرایء خواهان تحقّق پدیده‏ها هستند.

در فرهنگ ناب مهدویّت و در برخورد با مسئله انتظار امام غایب، انسانِ منتظر، پیوسته در طلب ظهور بوده و با تمام وجود و اشتیاق خواستار ظهور است و براى تعجیل امر فرج دعا مى‏کند ولى هرگز عجله نمى‏کند و هر چه غیبت به درازا کشد و انتظار طولانى شود. باز هم صبر و شکیبایى را از کف نمى‏دهد بلکه علیرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او کمال تسلیم را از خود نشان مى‏دهد و براى تحقّق همه زمینه‏هاى لازم براى ظهور مى‏کوشد و بردبارى مى‏کند.

وقت گذاران دروغگو

یکی دیگراز آسیب‏هاى فرهنگ مهدویّت آن است که بعضى به دنبال تعیین زمان براى ظهور هستند. در حالى که زمان ظهور بر مردم مخفى است و در روایات پیشوایان دینى از تعیین وقت براى ظهور به شدت نهى شده است و وقت گذاران دروغگو شمرده شده‏اند.از امام باقر(ع) سؤال شد، آیا براى ظهور وقت (معینى) است؟ فرمود:آنها که براى ظهور تعیین وقت مى‏کنند دروغ مى‏گویند. (و سه بار این جمله را تکرار کردند.)

امام زمان (عج)
تلاش برای تطبیق علائم ظهور

در روایات فراوان نشانه‏هایى براى ظهور امام مهدى(عج) بیان شده است امّا کیفیت دقیق و خصوصیات آن‏ها روشن نیست و این بسترى براى تحلیل‏ها و تفسیرهاى شخصى و احتمالى گردیده است. هرازگاهى بعضى در پى تطبیق علائم ظهور بر پدیده‏هاى موجود بر مى‏آیند و بدینوسیله خبر از نزدیکى ظهور و احتمال قریب‏الوقوع بودن آن مى‏دهند.این جریان نیز از آسیب زنندگان به فرهنگ مهدویت هستند.

انتشار مطالب غیر ضروری

در فرهنگ ناب مهدوى معارف فراوانى است که پرداختن به آنها یک ضرورت شمرده مى‏شود و نقش اساسى در جهت آگاهى بخشى به شیعیان دارد و براى ترسیم نحوه عملکرد آنها در زمان غیبت بسیار مهم است.

گاهى افراد و مجموعه‏ها در قالب گفتار و مقاله‏ها و نشریّات و حتى کنفرانس‏ها به بحث‏هایى روى مى‏آورند که هیچ ضرورتى براى طرح آنها احساس نمى‏شود و بلکه گاهى سبب ایجاد شبهه‏ها و سؤالات انحرافى در ذهن و اندیشه منتظران مى‏گردد.

براى نمونه پرداختن به بحث «ملاقات با امام زمان» و ترغیب و تشویق فراوان و به شکل افراطى نسبت به این موضوع، پیامدهاى ناگوارى دارد و سبب ناامیدى و گاهى انکار امام‏(عج) مى‏گردد. در حالى که آنچه در روایات بر آن تأکید شده است، حرکت در جهت رضایت امام مهدى‏(عج) و پیروى از آن حضرت در گفتار و کردار است و بنابراین آنچه مهم است تبیین وظایف منتظران، در عصر غیبت امام است تا اگر توفیق ملاقات با امام دست داد، در حالت رضایتمندى آن بزرگوار باشد.

پرداختن به مباحثى از قبیل ازدواج حضرت و یا وجود فرزند براى آن بزرگوار و یا محل زندگى حضرت و مانند آن نیز از نمونه‏هاى بحث‏هاى غیر ضرورى است که بجاست جاى خود را به مباحث کاربردى و تأثیرگذار در مسیر زندگى منتظران بدهد. به همین دلیل گفتگو درباره شرایط و زمینه‏هاى ظهور نیز بر بحث علائم ظهور مقدم است، زیرا آشنایى با شرایط ظهور مشتاقان امام را به حرکت در راستاى تحقق آن شرایط ترغیب مى‏کند.

آگاه باشید که هر کس قبل از خروج سفیانى و صیحه (آسمانى) ادّعاى مشاهده داشته باشد دروغگو است.بعضى از این دروغگویان پا را فراتر نهاده و پس از ادّعاى نیابت، مدّعى مهدویت شده‏اند

این نکته نیز مهم است که در طرح مباحث مهدویّت، جامع‏نگرى لازم است. مقصود از جامع نگرى آن است که در هنگام گفتگو درباره یک موضوع مجموعه معارف مهدویّت مورد مطالعه قرار گیرد.

ظهور مدّعیان دروغین

در طول سالیان غیبت امام مهدى(عج) افرادى به دروغ ادعا کرده‏اند که با آن حضرت، ارتباط خاص دارند و یا از سوى آن بزرگوار، به مقام نیابت خاص رسیده‏اند.امام زمان(عج) در آخرین نامه خود به نایب چهارم، تصریح کردند:تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت، کارهایت را سامان ده و درباره جانشینى از خود، به هیچ کس وصیت‏نکن که غیبت کامل فرا رسیده است... و در آینده بعضى از شیعیان من ادعاى مشاهده (و ارتباط با من) مى‏کنند.

آگاه باشید که هر کس قبل از خروج سفیانى و صیحه (آسمانى) ادّعاى مشاهده داشته باشد دروغگو است.بعضى از این دروغگویان پا را فراتر نهاده و پس از ادّعاى نیابت، مدّعى مهدویت شده‏اند .



نوشته مهدی محمدی - همشهری

دلیل غیبت امام زمان(عج)

دلیل غیبت امام زمان(عج)

امام زمان (عج)

به‌چه دلیل امام زمان(عج) از نظرها پنهان هستند و آیا در زمان غیبت کسى مى‌تواند با آن حضرت ارتباط داشته باشد؟

پاسخ: بیان علت حقیقى و اصلى غیبت امام زمان عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف، امرى دشوار و شاید دور از دسترس باشد. درباره غیبت مى‌توان، هم نگاه تاریخى داشت و هم نگاه روایى:

نگاه تاریخى

وقتى به تاریخ صدر اسلام و حتى قبل از آن مى‌نگریم، به خوبى مى‌‌بینیم که جبهه کفر و باطل براى مقابله با جبهه حق و نابودى آن، از هیچ اقدامى فروگذارى نکرده و در این راه حتى از کشتن پیشوایان دین نیز ابایى نداشته است. آنان به خوبى مى‌دانستند ادامه حکومت دنیایى و سیطره بر مردم و کسب منافع نامشروع، زمانى امکان‌پذیر خواهد بود که پیشوایان دین و هادیان حق را از سر راه خود بردارند؛ لذا شهادت ائمه علیهم‌السلام در دستور کار خلفاى جور قرار گرفت. آنچه وحشت و اضطراب حاکمان خودکامه را بیشتر مى‌کرد، وعده ظهور حضرت مهدى عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف به عنوان منجى و مصلح بود. از این رو خلفاى معاصر امام حسن عسکرى علیه‌السلام، ایشان را به شدت تحت نظر داشتند تا وقتى فرزند ایشان به دنیا مى‌آید، او را در همان ابتداى زندگى به شهادت برسانند.

بنابراین، بسیار طبیعى است که خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانى که مردم آمادگى ظهور داشتند، ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.

نگاه روایى

در روایات به علت و حکمت‌هاى متعددى اشاره شده است؛ از جمله:

الف. غیبت، سرّى از اسرار الهى: پیامبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «ان هذا الامر من امر اللّه و سرّ من سرّ اللّه» ؛ «این امر الهى و سرّى از اسرار خداوند است». (بحارالانوار ، ج 51، ص73).

امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «زمین از حجت خدا خالى نمى‌ماند، ولى خداوند به دلیل ستم‌پیشه بودن و زیاده‌روى انسان‌ها، آنان را از وجود [‌ظاهرى] حجت خود محروم مى‌سازد»

ب. آزمایش مردم: امام على علیه‌السلام فرمودند: «به خدا قسم، من و دو فرزندم شهید مى‌شویم. خداوند در آخرالزمان مردى از فرزندانم را به خون‌خواهى ما برخواهد انگیخت و او مدتى غایب مى‌شود تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند تا جایى که افراد نادان مى‌گویند: خداوند دیگر به آل محمد کارى ندارد!» (غیبت نعمانى، ب10).

ج. ستم‌پیشه بودن انسان‌ها: امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «زمین از حجت خدا خالى نمى‌ماند، ولى خداوند به دلیل ستم‌پیشه بودن و زیاده‌روى انسان‌ها، آنان را از وجود [‌ظاهرى] حجت خود محروم مى‌سازد» (غیبت نعمانى، ب10).

برخى بر اساس روایت اول مى‌گویند: علت اصلى غیبت، روشن نیست و آنچه از علت‌ها گفته شده (مانند حفظ جان) از آثار غیبت است، نه علت اصلى. (فصلنامه انتظار، ش4، مقاله استاد طبسى).

برخى دیگر با توجه به تاریخ و روایات، علت اصلى غیبت را حفظ جان و بقیه موارد را از آثار آن مى‌دانند.

پس غیبت، امرى است که سیر حرکت انسان‌ها، آن‌را ناگزیر کرده و در این فرایند، باید به گونه‌اى برنامه‌ریزى شود تا جامعه شیعه، با کمترین مشکل بتواند پذیراى آن باشد. از این رو امامان علیهم‌السلام از یک سو راه‌هاى فهم احکام را به شاگردان مى‌آموختند تا بتوانند احکام دین را در حد توان از منابع شرع استنباط و استخراج کنند و مردم را نیز به آموختن از علما و رجوع به آن‌ها فرا مى‌خواندند و از سوى دیگر با برقرارى نهاد وکالت، مردم را به رجوع به وکیلان دعوت کردند. در همین راستا از زمان امام هادى و امام عسکرى علیهما‌السلام ارتباط مستقیم را کمتر کردند و در مواردى از پشت پرده جواب سؤالات را مى‌دادند تا مردم به ندیدن امام عادت کنند. به دنبال آن غیبت کوتاه‌مدتى (صغرى)، پیش‌بینى شد تا مردم به واسطه نواب خاص، برخى مسائل مورد نیاز را بپرسند و در ضمن رجوع دائمى به نایبان را فرا بگیرند. (ر.ک. غیبة طوسى؛ تاریخ عصر غیبت حجةالاسلام والمسلمین پورسیدآقایى، اصول عقاید، آیةاللّه مصباح یزدى؛ دادگستر جهان، آیةاللّه امینى).

اما درباره ارتباط برخى با امام عصر عجل‌اللّه‌تعالى‌فرجه‌الشریف، باید گفت حضرت مهدى علیه‌السلام داراى دو غیبت هستند:

امام زمان (عج)
1. غیبت صغرا ، 2. غیبت کبرا

در زمان غیبت صغرا که حضرت از چشم مردم پنهان بودند، نواب اربعه، واسطه بین امام و مردم بودند و سؤالات و مشکلاتشان توسط این نواب به حضرت گزارش مى‌شد و حضرت جواب مى‌دادند.

با پایان یافتن غیبت صغرا، ارتباط مردم توسط نواب با حضرت قطع و غیبت کبراى حضرت شروع شد. خصوصیت این دوران، این است که کسى نمى‌تواند ادعا کند که من نایب خاص حضرت هستم و با حضرت ارتباط دارم، چون هر کس چنین ادعا کند، به فرموده خود حضرت، دروغ‌گو مى‌باشد. «الا فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفیانى و ... فهو کذاب مفترى».

نکته دوم: در طول غیبت کبرا، انسان‌هاى صالح و بزرگى از علما و مردم باتقوا. توفیق زیارت آن حضرت نصیبشان شده است. گرچه در اکثر این تشرفات، در لحظه تشرف، حضرت را نشناخته‌اند و بعد از رفتن حضرت متوجه شده‌اند که چه توفیق بزرگى نصیبشان گشته بود و یوسف زهرا سلام‌اللّه‌علیها را نشناختند.

نکته سوم: در زمان غیبت محل زندگى و استقرار حضرت بر ما پوشیده است و اصولاً راه از طرف ما براى رسیدن خدمت حضرت بسته است. خود حضرت اگر کسى را لایق بدانند، یا به مصلحت شخص باشد توفیق تشرف به محضرشان را عنایت مى‌کنند.

نکته چهارم: ما براى رسیدن به خدمت حضرت، وظیفه و تکلیفى نداریم که حتماً لازم باشد عملى را مدت‌ها انجام دهیم تا حضرت را ببینیم. وظیفه ما این است که تکالیف شرعى و الهى خود را انجام دهیم. طورى باشیم که رفتار و کردار ما مورد پسند و رضایت حضرت قرار بگیرد و خود را براى یارى حضرت و ظهور حضرت آماده کنیم. کسى که قبلاً خود را آماده نکرده باشد، نمى‌تواند آن‌روز جزو یاران حضرت باشد.

در زمان غیبت، به صورت عادى دیدار آن بزرگوار (که همراه با شناخت باشد) امکان ندارد؛ مگر در مواردى که به صلاح و مصلحت باشد

نکته پنجم: تشرف خدمت حضرت صاحب‌الزمان علیه‌السلام، هم در بیدارى امکان دارد و هم در عالم خواب و روِیا.

روح انسان اگر نورانیتى پیدا کند و طهارت معنوى و باطنى تحصیل نماید، امکان دیدار نیز فراهم مى‌شود. اگر انسان تشنه دیدار حضرت بوده، و در عمل هم صداقت داشته باشد، این شخص امکان دارد که در بیدارى و یا عالم روِیا به خدمت حضرت برسد و از ناحیه حضرت به او توجهى بشود.

ارتباط با حضرت مهدی(عج)چگونه است ؟

ارتباط با حضرت به دو صورت مطرح مى‌شود:

الف. ارتباط روحى: انسان از لحاظ روحى احساس مى‌کند به حضرت نزدیک شده است.

این به دو رکن اساسى نیاز دارد:

1. معرفت هر‌چه بیش‌تر و عمیق‌تر به حضرت(عج)

2. عمل به وظایف دینى به ویژه انجام واجبات (به‌خصوص نماز اول وقت) و ترک محرمات (به‌ویژه در اموال و رعایت حلال و حرام).

در کنار این دو رکن، یاد کردن حضرت در زمان‌هاى مختلف و دعا براى وجود مقدس ایشان و زمینه‌سازى نیز داراى اهمیت است.

ب. ملاقات و دیدار: در زمان غیبت، به صورت عادى دیدار آن بزرگوار (که همراه با شناخت باشد) امکان ندارد؛ مگر در مواردى که به صلاح و مصلحت باشد. براى این نوع ارتباط هر چند رفتن چهل شب به مسجد جمکران در میان مردم معروف است؛ ولى به نظر مى‌رسد رعایت حدود دینى همراه با توسل و استغاثه به آن حضرت، راه صحیح‌ترى باشد. البته باید دانست که اگر صلاح نباشد، دیدار نیز اتفاق نمى‌افتد.



منبع: غیبت امام عصر یا پنهانی خورشید عدالت ، نوشته محمد خادمی شیرازی

سیره عملی امام زمان(عج)


امام زمان (ع)

امام زمان(علیه السلام) از آن رو که وارث همه پیامبران عظیم الشّأن و اولیاى گران قدر الهى است، مجموعه اى کامل از صفات کمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظیم پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و خصوصیات شگفت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و مکارم و فضایل والاى فاطمه زهرا(علیها السلام) و فرزندان معصوم او است. اشاره به برخى از این ویژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعیّت از او و همسویى با او باشد.

1 ـ دانش گسترده:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره او فرمودند: «هو اکثرکم علماً»؛ «او دانشمندترین شمااست.» (1)

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «دانایى به کتاب خداى عزّوجل و سنّت پیامبر او در قلب مهدى ما مى روید همچنانکه گیاهان به بهترین شکل از زمین مى رویند. پس هر کس او را دید بگوید: سلام بر شما اى اهل بیت رحمت و نبوّت و اى گنجینه علم و جاى گاه رسالت» (2)

2 ـ زهد و بى اعتنایى به دنیا:

امام رضا(علیه السلام) درباره او فرمود: «وَ ما لِباسُ الْقائِمَ اِلاَّ الْغَلیظُ، وَ ما طَعامُهُ اِلاَّ الْجَشَبُ»؛ «لباس قائم(علیه السلام) ما چیزى نیست جز پوشاکى خشن و غذاى او چیزى نیست جز طعامى خشک» (3)

3 ـ عدالت گسترى در بین مردم:

امام باقر(علیه السلام) درباره حضرت مهدى(علیه السلام) فرمود: «یَعْدِلُ فى خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»؛ «او در بین مردم به عدالت رفتار مى کند چه نیکوکار باشند و چه بدکار.» (4)

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را که او بتواند حمل کند در دامنش مى ریزد.»

4 ـ عمل به سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم):

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آیین مرا به وسیله او حفظ مى کند. و او به سنت و روش من عمل مى کند.» (5)

5 ـ جود و بخشش:

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را که او بتواند حمل کند در دامنش مى ریزد.» (6)

6 ـ دعا و عبادت:

نمازهاى خاص و دعاهاى فراوانى که از ناحیه مقدّسه امام زمان(علیه السلام) رسیده است، همگى دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتى دارند که به یقین بالاترین نشانه بندگى و قوى ترین عامل در تقرّب به سوى خدا به شمار مى آیند.

اگر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) براى آمادگى یافتن جهت دریافت مسئولیت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب مى شود، به این معنا است که کثرت بندگى و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذیرش مسئولیت هاى بزرگ است و از همین رو، قبول مسئولیت حاکمیت بخشیدن به توحید و عدالت در سراسر دنیا توسط امام زمان(علیه السلام)جز در سایه عبادت هاى همیشگى و دعاهاى پیوسته آن بزرگوار میسّر نیست.

امام زمان (ع)
7 ـ شجاعت و صلابت:

رویارویى با همه مشرکان و مستکبران و به زانو درآوردن همه قدرت هاى طاغوتى دنیا، دلاورى بى نظیر و استوارى بى بدیل مى طلبد. کسى که همچون امام حسین(علیه السلام) مرد میدان رزم باشد و همانند امام على(علیه السلام) زره اش پشت نداشته باشد و همچون رسول الله در گرماگرم پیکارها رزمش مایه دل گرمى رزم آوران و حضور قاطعانه اش پشتوانه کفر ستیزان باشد.

8 ـ صبر و شکیبایى:

استقامت و صبر هر انسان را باید با بررسى میزان بلاها و مقدار مشکلات وارده بر او، برآورد کرد. صبورترین و بردبارترین انسان هاى تاریخ چند سال در برابر سختى ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمل کرده اند؟

به یقین محنت ها و بلاها و مصیبت هاى امام زمان(علیه السلام) در طول این همه قرن، هرگز قابل مقایسه با هیچ انسان دیگرى نیست; زیرا نه تنها کثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است که صبر و استقامتى والا مى طلبد; بلکه نوع مسئولیت انسان هم در تعیین میزان استقامت و شکیبایى، تأثیرگذار است و حضرت مهدى(علیه السلام) امام زمان و حجت عالمیان و ولى همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شیعیان است.

 

پی نوشت ها:

1- غیبت نعمانى، منتخب الاثر، ص309.

2- کمال الدین، منتخب الاثر، ص309.

3- غیبت نعمایى، منتخب الاثر، ص307.

4- منتخب الاثر، ص310.

5- همان و غیبت نعمایى.

6- کنزالعمال، جلد 6، ص39; و ینابع الموده، ص431.

بخش مهدویت تبیان

نشانه های ظهور در آیینه روایات

نشانه های ظهور در آیینه روایات

رعد و برق

ظهور امام زمان(عج) پنج نشانه حتمی دارد و آن عبارتست از: قیام یمنی، خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن سپاهی در یمن و کشته شدن نفس زکیه.

نـشانه های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه اند.

بـرخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت، پدیدار خواهند شد.

در ایـن مـورد، روایـات بـسـیـاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه ها، آنها را نشان می دهد. نـخست، برخی از روایات را که این علایم پنجگانه را به صورت کوتاه ترسیم می کـنـد مـی آوریـم، آنگاه هر کدام از آن نشانه ها را با توضیحی که در روایات در مورد آن آمده و تفسیر مناسبی که به ذهن می رسد، ترسیم می نماییم.

امام صادق علیه السلام فرمود: پیش از قیام قائم، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین

امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود: خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام: الیمانی و السفانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس ‍ الزکیة.(1) پیش از قیام مهدی علیه السلام پنج رخداد بزرگ در پیش خواهد بود:

1 ـ جنبش ترقی خواهانه مرد یمنی،

2 ـ جنبش ارتجاعی سفیانی،

3 ـ ندای روح بخش آسمانی،

4 ـ فرو رفتن زمین،

5 ـ قتل نفس زکیه

امام در ادامه فرمود: قـبـل قـیـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات: الیـمـانـی و السـفـیـانـی و الصـیـحـة و قتل النفس الزکیة و الخسف بالبیداء.(2) پیش از قیام قائم، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین.

و نیز فرمود: النداء المحتوم و السفیانی من المحتوم و خسف البیداء من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل الفنس الزکیه من المحتوم.(3) نـدای آسـمـانـی بـه هـنگامه قیام قائم، جنبش ارتجاعی سفیانی، جنبش مترقی مردم یمنی، فرو رفتن زمین و دیگر، کشته شدن نفس زکیه، این پنج نشانه، از علایم قطعی ظهورند.

 

پی نوشت ها:

1- اکـمال الدین، صدوق، ج 2، ص 649، غیبت طوسی، ص 267، با اندک تفاوت در ترتیب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.

2- اکمال الدین، ج 2، ص 650 و بحارالانوار، ج 52، ص 204.

3- غیبت نعمانی، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52، ص 233.


بخش مهدویت تبیان

عصر ظهور در کلام امام باقر علیه ‏السلام


  
امامان معصوم علیهم‏السلام به جهت اهمیت مسئله مهدویت و غیبت دوازدهمین حجت الهى، در فرصت‌هاى مناسب از عصر ظهور سخن گفته و شیعیان را با نشانه‏ها، علائم و ویژگی‌هاى دولت کریمه حضرت قائم علیه‏السلام آشنا ساخته‏اند. 
این آگاهی‌ها و اطلاع‏رسانى آن ستارگان هدایت موجب شده است که اهل ایمان و منتظران حکومت عدل حضرت مهدى علیه‏السلام بیش از پیش امیدوار و دلبسته آن عصر گشته، نسل‌هاى بعدى را نیز با این فرهنگ مأنوس کنند. 
امام باقر علیه السلام می‌فرماید: بر مردم زمانى مى‏آید که امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مى‏رسد، این است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است. 
دلدادگان فرهنگ انتظار با همه مشکلات و گرفتاری‌هایى که دشمنان برایشان فراهم مى‏آورند، هرگز امید به رسیدن آن روز دیدنى و لذتبخش را از دست نمى‏دهند، بلکه شوق و عشقشان بیشتر مى‏شود و زیر لب زمزمه مى‏کنند: 
چه خوش باشد که بعد از انتظارى 
به امیدى رسد امیدوارى 
سخن از خصوصیات انقلاب جهانى آن یار سفر کرده، زمانى شیرین‏تر مى‏شود که امامان معصوم علیهم‏السلام ویژگی‌ها و نشانه‏هاى عصر ظهور حضرت قائم آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله را برایمان توصیف کنند و بذر امید و آرزوى استقرار دولت کریمه امام زمان علیه‏السلام را در دل‌هاى به انتظار نشسته‏مان شکوفا گردانند تا رایحه دل‏انگیز دوران ظهور در روح و جسم انسان‌هاىِ خسته از ظلم و ناعدالتى و فتنه و فساد، حیاتى تازه ببخشد. 
امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط ‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد که «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِکَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَکُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(1) ؛ بر مردم زمانى مى‏آید که امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مى‏رسد، این است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.» 
امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.
آن ‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیک و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از کردار ناپسندتان عفو مى‏کنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏کنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل مى‏کردم.»(2) 

یاران وفادار
 

پیشواى پنجم علیه‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیه‏السلام که در زمان غیبت، خود را براى شرکت در قیام جهانى آن حضرت آماده مى‏کنند، به ابو خالد کابلى فرمود: «من به گروهى مى‏نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مى‏خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مى‏کنند. بارها از متولیان حکومت اجراء حق را خواستار مى‏شوند، امّا با بى‏اعتنایى مسئولین مواجه مى‏شوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مى‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار مى‏ورزند تا این که سردمداران حکومت نمى‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مى‏گردند و کسى نمى‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‏السلام به کس دیگرى نمى‏سپارند. کشته‏هاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مى‏شوند.» 
در اینجا امام باقر علیه‏السلام به ابو خالد کابلى جمله‏اى زیبا فرمود که مى‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد. 
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(3) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.» 
امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند که پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مى‏شوند.
امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیه‏السلام به آیه‏اى از قرآن استناد کرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْدا مَفْعُولاً»(4) ؛ «هنگامى که نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیکارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانه‏ها را جستجو مى‏کنند و این وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مى‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»(5) 

چشم به راه ظهور
 

از منظر امام باقر علیه‏السلام در عصر غیبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدى علیه‏السلام بودن و انتظار حکومت آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله را کشیدن از عبادات شایسته و برتر محسوب مى‏شود. آن گرامى به نقل از وجود مقدس رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود: 
«اَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ(6)؛ انتظار [پیروزى و] فرج [آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله] از برترین عبادات محسوب مى‏شود.» 

جهان در آستانه ظهور
 

در آستانه ظهور حضرت مهدى علیه‏السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مى‏رسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر کس و حکومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مى‏گردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه‏انگیز و فرصت طلب به تنگ مى‏آیند که شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مى‏پرورانند. حضرت امام باقر علیه‏السلام فضاى تاریک جهان قبل از ظهور را این‏گونه بیان مى‏کند: 
«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِکَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ کَلْبِ النّاسِ وَ اَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(7)؛ حضرت قائم علیه‏السلام قیام نمى‏کند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلایى که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مى‏شوند. 
آن‏گاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم مى‏شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مى‏رسد؛ به‏ گونه‏اى که هر کس بر اثر مشاهده درنده‏خویى و گزندگى‏اى که در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مى‏آید، صبح و شام آرزوى مرگ مى‏کند.» 
امام آن‏گاه افزود: «وقتى که یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس کردند، امام غائب علیه‏السلام قیام مى‏کند.» 

اقتدار حضرت مهدى علیه‏السلام
 

براى اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامى لازم است که موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار کرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و کسانى که از در هم ریختگى جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره مى‏برند، هرگز از عدالت و برنامه‏هاى عادلانه راضى نخواهند بود و با توسل به هر شیوه‏اى در مسیر احقاق حقوق مردم سنگ‏اندازى خواهند کرد. بنابراین، یکى از مهم‏ترین ویژگی‌هاى زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلى و خارجى است. امام زمان علیه‏السلام نیز با اقتدار کامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سرکوب خواهد کرد. امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید: 
«لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ(8) ؛ آن حضرت (در سرکوب دشمنان قسم خورده‏اش) فقط شمشیر را مى‏شناسد.» 
او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله عمل خواهد کرد و به خیانتکاران، کافران و عوامل داخلى دشمن اجازه هیچ‏گونه توطئه‏اى نخواهد داد. 
دجّال نیز فتنه‏گرى کذّاب و فریبنده است که موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏کند و بسیارى را با دسیسه‏هاى شیطانى‏اش مى‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلى‏اش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مى‏کند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آیند.
حضرت باقر علیه‏السلام درباره شباهتحضرت مهدى علیه‏السلام به پیامبران الهى مطالبى فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرموده است: «وَ اَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَ تَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِیَةَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ(9)؛ و امّا [شباهت حضرت مهدى علیه‏السلام] به پیامبر اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله قیام با شمشیر است [که دشمنان لجوج را از میان برمى‏دارد] و آثار آن حضرت را آشکار مى‏کند. آن‏گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر مى‏برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه مى‏کند تا این که خداوند راضى شود.» 

بانوان در دولت مهدوى
 

بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه‏شان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى که یک زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پاى‏بند خواهد بود. آنچه از روایات بر مى‏آید، آن است که عده‏اى از کارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیک امام محمد باقر علیه‏السلام به نقل از آن حضرت فرمود: 
«وَ یَجِى‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّةَ عَلى غَیْرِ میعادٍ(10)؛ به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند که پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مى‏شوند.» 
روایت دیگرى در این زمینه از ام‌سلمه، همسر رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله از طریق اهل سنت نقل شده است که پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدى علیه‏السلام در اطراف آن حضرت مى‏فرماید: 
«یَعُوذُ عائِذٌ فِى الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ کَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّى یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَةٌ ...؛ (در زمان ظهور) پناه‏خواهى به حرم خداوند در مکه پناهنده مى‏شود. مردم همانند کبوتران از هر سو به جانب او رو مى‏آورند تا این که سیصد و چهارده نفر که عده‏اى از آنان زن هستند، دور او را مى‏گیرند.» و ادامه داد: «و از همان‏ جا خروج مى‏کنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز مى‏گردند و عدل را آن ‏چنان در روى زمین برقرار مى‏سازند که زندگان آرزو مى‏کنند که اى کاش مرده‏هایشان نیز از طعم آن عدالت مى‏چشیدند!»(11) 

مخالفین دولت مهدوى
 

سران جبهه باطل معمولاً افرادى خودخواه، متکبر، صاحب صفات ناپسند انسانى هستند که در مقابل حق خودنمایى مى‏کنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه‏ورند که انسان‌هاى حق‏طلب و جلوه‏هاى فضیلت را خطرناک‏ترین دشمنان خویش قلمداد مى‏کنند. به همین جهت، تمام تلاش‌هاى خود را براى نابودى آیین حق و رهبران الهى به کار مى‏گیرند. اما خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب کرده است. 
قرآن مى‏فرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْکَرِهَ الْکَـفِرُونَ»(12)؛ «(مخالفین حق)مى‏خواهند نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش کنند، ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نورش را کامل کند؛ هر چند کافران را خوش نیاید.» 
در عصر ظهور، تلاش‌هاى زیادى صورت مى‏گیرد تا از استقرار حکومت قائم آل محمد صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله جلوگیرى شود، اما آن حضرت به لطف و مدد الهى، تمام موانع را از میان برمى‏دارد. سفیانى یکى از دشمنان سرسخت حضرت مهدى علیه‏السلام است. 
امیرمؤمنان على علیه‏السلام در مورد جنایات وى به کوفیان فرمود: «بدا به حال کوفه! سفیانى چه جنایاتى در آنجا انجام مى‏دهد! به حریم شما تجاوز مى‏کند، کودکان را سر مى‏برد و ناموس شما را هتک مى‏کند.»(13) 
امام ‌باقر علیه‏السلام درباره ویژگی‌هاى این دشمن سرسخت حضرت مهدى علیه‏السلام فرمود: «اگر سفیانى را مشاهده کنى، در واقع پلیدترین مردم را دیده‏اى. وى داراى رنگى بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگى خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است.»(14) 
امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید: «گویا من سفیانى (سرکرده دشمنان حضرت امام عصر علیه‏السلام) را مى‏بینم که در زمین‌هاى سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده، ندا مى‏دهد که هر کس سر یک تن از شیعیان على علیه‏السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله مى‏کند و مى‏گوید: این شخص از شیعیان است. او را مى‏کشد و هزار درهم جایزه مى‏گیرد.»(15) 
شیصبانى نیز یکى دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان کینه‏توز اهل‌بیت علیهم‏السلام و حضرت مهدى علیه‏السلام مى‏باشد. ریشه‏اش به بنى‏عباس مى‏رسد و شخصى بدکردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه‏السلام به جابر جعفى فرمود: «سفیانى خروج نمى‏کند، مگر آن که قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق خروج مى‏کند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یکباره پیدا مى‏شود و فرستادگان شما را به قتل مى‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانى و ظهور قائم علیه‏السلام باشید.»(16) 
دجّال نیز فتنه‏گرى کذّاب و فریبنده است که موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏کند و بسیارى را با دسیسه‏هاى شیطانى‏اش مى‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلى‏اش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مى‏کند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آیند. 
اما طبق مشیت الهى و سنت تغییرناپذیرش همچنان که در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون کف روى آب نابود شدنى هستند و حضرت مهدى علیه‏السلام نیز با غلبه بر سران کفر و فتنه و نفاق طومار زندگانى دشمنان فضیلت و کمال را درهم مى‏پیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روى زمین مى‏گسترد. 

نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد ظهور حضرت مهدى (عج)
 

1- ابوحمزه ثمالى آورده است که: در یکى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى که حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود: 
اباحمزه! از رخدادهایى که خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر کس در آنچه مى‏گویم ‏تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد که همنام و هم‏کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى کسى باد که زمین را لبریز از عدل و داد مى‏کند همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است . 
یا اباحمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمکاران! (17) 
2- بانوى دانش پژوهى که به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است که بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است . 
فرمود: کدام آیه ام‏هانى؟ بپرس! 
گفتم: این آیه شریفه که مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الکنس. (18) 
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاک ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنى ... و خوشا به حال آنان ‏که او را درک خواهند نمود. (19) 

پی‌نوشت‌ها:
 

1.کمال الدین، ج 1، ص 330. 
2.همان. 
3.غیبت نعمانى، ص 273. 
4.اسراء / 5. 
5.تفسیر عیاشى، ج 2، ص 281. 
6.بحارالانوار، ج 52، ص 125. 
7.همان، ص 230. 
8.همان، ص 354. 
9.کمال الدین، ص 329. 
10.بحار الانوار، ج 52، ص 222. 
11.معجم احادیث المهدى علیه‏السلام ، ج 1، ص 501/ المعجم الاوسط، ج 5، ص 334. 
12.توبه / 32. 
13.یوم الخلاص، ص 93. 
14.بحارالانوار، ج 52، ص 354. 
15.بحار الانوار، ج 52، ص 215. 
16.غیبت نعمانى، ص 302. 
17- بحارالانوار، ج 24، ص 241 . 
18- سوره تکویر، آیه 16 و 17 . 
19- اکمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 330 / بحارالانوار، ج 51، ص 137 . 



امام زمان (عج) در کلمات امام سجاد (ع)

http://img.tebyan.net/big/1390/04/25420467111195507810651801611513169181222.jpg

با قامت عصمت و حیا می­آید
با بانک مناجات و دعا می­آید
میلاد عبادت است یعنی سجاد
از سوی خدا به سوی ما می­آید[۱]

علی بن الحسین ـ علیهما السلام­­ ـ؛ مشهورترین لقبش «زین العابدین» و «سجاد» است. در پنجم شعبان سال ۳۸ هـ ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ می­باشد. و مادرش به نامهای «شهر بانو»، «شاه زنان»، «شهر ناز»، «جهان بانویه» «خوله» و... خوانده شده است.[۲] آن حضرت دوران کودکی را در مدینه سپری کرد. حدود دو سال از خلافت جدّش میرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و ده سال دوران امامت عموی خویش امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ را شاهد بود. بعد از شهادت امام مجتبی ـ علیه السلام ـ ده سال دوران امامت پدر را درک نمود. بعد از قیام عاشورا در سال ۶۱ هـ ق که امامت به او رسید، با زمامداران زیر معاصر بود: یزید بن معاویه (سال ۶۱ - ۶۴)، عبدالله بن زبیر (۶۱ - ۷۳)، معاویة بن یزید، مروان بن حکم (نه ماه از سال ۶۵)، عبدالملک بن مروان (۶۵ - ۸۶) و ولید بن عبدالملک (۸۶ - ۹۶) و سرانجام در سال ۹۴ یا ۹۵ هجری به شهادت رسید.[۳]

معصومان ـ علیهم السلام ـ هر یک الگوی تامّی برای بشریت بودند. با این حال فرصتهای زمانی و شرایط محیطی و مکانی، زمینه بروز برخی شیوه­ها و روشها را به آنها داد. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در روش حکومت و اخلاق مردمی الگو قرار گرفت، و علی ـ علیه السلام ـ شیوه اجرای عدالت و جهاد و صبر و بردباری را به مردم آموخت و حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ مکتب جهاد و شهادت و تحمل اسارت را زینت بخشید و حسن بن علی ـ علیهما السلام ـ روش صلح با دشمن و تحمل زخم زبانهای دوستان را به مردم ارائه کرد. و حضرت سجاد ـ علیه السلام ـ نیز روش دعا و سخن گفتن با خدا و خواستن حاجت از او را به مردم تعلیم نمود. و همین طور آموخت که چگونه با دعا می­توان مسائل مهم اعتقادی، سیاسی، عاطفی، و روحی را بیان نمود.

آنچه پیش رو دارید، نگاهی است گذرا به برخی کلمات حضرت سجاد ـ علیه السلام ـ درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و اهّم دعاهایی که آن حضرت درباره امام زمان ـ علیه السلام ـ ، انتظار آن حضرت، فرج او، دعا برای سلامتی و نصرت او و....فرموده است.

ای آن که عزیز خاطر مایی تو

ما خسته عشقیم و مسیحایی تو

ای چشم و چراغ عارفان ای سجاد

بیمار نه­ای طبیب دلهایی تو[۴]

نگاهی اجمالی به سخنان امام سجاد علیه السلام درباره امام زمان علیه السلام

امام سجاد علاوه بر دعاهایی که درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دارد، کلمات و سخنان نغز و زیبایی نیز درباره مسائل مربوط به آن حضرت بیان نموده است که به نمونه­هایی اشاره می­شود:

۱. زمان خالی از حجت نیست

امام سجاد ـ علیه السلام ـ فرمود: «لاتَخْلُو الاَرْضُ الی اَنْ تَقُومَ السّاعَةُ مِنْ حُجَّة وَ لَوْلا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ؛[۵] زمین تا روز قیامت خالی از حجت نیست، و اگر حجت الهی نبود، خدا پرستیده نمی­شد.»

این حدیث به خوبی نشان می­دهد که در این زمان نیز حجت الهی وجود دارد. منتهی این امام باید معصوم باشد و معرفی شده ازطرف خدا و امامان قبلی، چنان که آن حضرت فرمود: «الامامُ لایکونُ الّا مَعْصُوماً وَ لَیْسَت العِصْمَةُ فی ظاهِرِ الخِلْقَةِ فَیُعْرَفَ بِها وَ کذلِکَ لایَکُونُ الاّ مَنْصُوصاً؛[۶] جز معصوم احدی شایسته امامت نیست و چون عصمت یک نشان ظاهری در خلقت نیست( که همگان) بشناسند، باید امام از طرف خدا (تعیین) و اعلام شود.»

و در خطبه معروف خود در مسجد جامع شام در حضور یزید بن معاویه فرمود: «رسول خدا، و وصی او علی ـ علیه السلام ـ ، سید الشهداء (حمزه)، جعفر طیار، دو سبط این امت و مهدی [این امت] از ماست.»[۷]

ادامه مطلب ...

میلاد امام حسین (ع) مبارک باد





    
            





        





 


میلاد حسین(ع)،

آهنگ بلوغ ملکوت است برای آوازهای جشن اهل آسمان.



ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام تهنیت باد.



 


حسین(ع)، 
یعنی تشنه ترین دریایی که ارادت دل های زخمی را به ساحل عافیت می رساند.
شکفتن جوانه حسین(ع) در بوستان ایمان مبارک باد!



 


به جز حسین مرا ملجأ و پناهـی نیست

در این عقیده یقیـــــن دارم اشتباهی نیست

ره نجات حسین است و دوستی حسین

به سوی حق بجز از این طریق راهی نیست 




حسین ای سلاله پاکان، حسین ای عصاره قرآن! 

دیده ی بشریت روشن که در طلوع ماه شعبان ، خورشید جمالت را به نظاره 

می‏ایستند 



سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا

بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها




ای دست تو، دستگیر عـالم وی در رخ تو علی مجسـم
دریــای عمیـــق مهــــربانی تـمثـال علـی، علـی ثانــی

مرآت حسین مظهر عـشـق گل واژه ی ناب دفتر عشق
ای عبــد خدانــما، اباالفضل دریاب دمی مرا ابا الفضــل






چهل حدیث زیبا در مورد امام حسین (ع)

حدیث درباره امام حسین (ع)   احادیثی درمورد امام حسین علیه السلام

.

در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم.
۱- حریم پاک:

عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى میفرماید:

کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.(۱)

۲- سرزمین نجات:

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(۲)

۳- مسلخ عشق:

‏قال على علیه السلام: هذا… مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم.

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(۳)

۴- عطر عشق:

‏قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (۴)

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

۵- ستاره سرخ محشر:
قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة.(۵)

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

۶- کربلا وبیت المقدس‏:

قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس.(۶)

امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است.

۷- فرات و کربلا:

قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى…(۷)

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

۸- کربلا کعبه انبیاء:

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.(۸)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند.

۹- کربلا، مطاف فرشتگان:

‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.(۹)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند.

۱۰- راه بهشت:
‏قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة.(۱۰)

امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است.


ادامه مطلب ...

ارتباط حضرت مهدى با امام حسین علیه السلام

2012291821321472541162537910975154175151116143.jpg

    

    • طلیعه

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و کره خاک هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یک از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده بوده‏اند و حق گرایان آینده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعیت باطل‏پیشه‏گان و دور افتادگان از صراط مستقیم نیز بر همین منوال بوده است.

در این میان ارتباط حجتهاى الهى در تداوم ‏بخشیدن به مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق‏تر و محکم‏تر بوده است؛ چرا که هر نبىّ و ولىّ الهى با در نظر گرفتن شرایط عصرى که در آن به سر مى‏برد راه انبیا و اولیاى الهى پیش از خود را تداوم مى‏بخشد. به عبارت دیگر همه انبیا و اولیاى الهى چراغهاى نورانى هدایتند؛ منتهى هر کدام متناسب با شرایط زمانى و مکانى خود به نور افشانى مى‏پردازند.

در فرهنگ اسلامى ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان جانشینان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همگى نور واحدند و هدف مشترکى را دنبال مى‏کنند. وجود هر یک از آنان همانند یک مشعل روشن یا عَلَم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان مى‏دهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهى باز مى‏دارند. با این همه ارتباط و پیوستگى بعضى از آنها با همدیگر از ویژگى و خصوصیتى برخوردار است که از بررسى این گونه از پیوندها مى‏توان با مراحل گوناگون چگونگى تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهایى این مبارزات و همینطور با بخشى از ریزه‏کاریهاى دقیق سنتهاى الهى و روند تحقق نهایى اهداف حیات بخش انبیا و اولیاى الهى آشنا شد.

در مجموعه روایات منقول از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیه السلام بارها تصریح شده است که منجى عالم بشریت حضرت مهدى علیه السلام از نسل امام حسین علیه السلام است

بدون تردید پیوستگى و ارتباط امام حسین علیه السلام با آخرین حجت الهى حضرت بقیة‏اللّه‏ عجل الله فرجه بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا که با بررسى ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهى به‏خوبى چگونگى فراهم شدن بستر حاکمیّت احکام و ارزشهاى الهى در سرتا سر عالم مشخص مى‏شود. این نوشته در پى آن است که برخى از پیوستگیهاى حضرت سیدالشهداءعلیه السلام با موعود بزرگ جهانى حضرت مهدى علیه السلام را روشن سازد.

 

    الف) امام مهدى عجل الله فرجه از تبار امام حسین علیه السلام

در مجموعه روایات منقول از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیه السلام بارها تصریح شده است که منجى عالم بشریت حضرت مهدى علیه السلام از نسل امام حسین علیه السلام است. از جمله روایت شده است که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در یکى از روزهاى آخر عمر مبارکشان در حالى که دست‏شان را به شانه امام حسین علیه السلام گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا علیه السلام فرمودند:

مهدى این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر این‏که مردى از اولاد حسین علیه السلام قیام کرده جهان را باعدل و داد پر سازد...1

ایشان در جاى دیگر در ضمن معرفى ائمه اطهار علیهم السلام مى‏فرمایند:

امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسین علیه السلام است که نهمین نفرشان قائم است این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است.2

امیر مؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب علیه السلام روزى به حضرت اباعبداللّه ‏علیه السلام فرمودند:

نهمین فرزند تو اى حسین، قائم آل‏محمّد صلی الله علیه و آله است او دین خدا را آشکار ساخته و عدالت را در سرتاسر زمین حاکمیّت خواهد بخشید...3

در این باره خود امام حسین علیه السلام نیز مى‏فرمایند:

نهمین فرزند من، قائم به حقّ است خداوند به وسیله او زمین مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاکمیّت خواهد بخشید. او حق را برخلاف میل مشرکان و دشمنان احقاق خواهد کرد.4

 

    ب) تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدى علیه السلام

امام حسین علیه السلام با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از بین بردن بدعتهایى که در نتیجه حاکمیت بنى امیّه در دین ایجاد شده بود قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا ضمن اشاره به انگیزه قیام شان فرمودند:

من به منظور ایجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرده‏ام مى‏خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدّم پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و پدرم على‏بن‏ابى‏طالب علیه السلام عمل مى‏کنم.5

آن حضرت در نامه‏اى به بزرگان قبایل بصره تصریح مى‏کنند:

من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت مى‏کنم. در شرایطى که اکنون ما زندگى مى‏کنیم سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله از بین رفته و به جاى آن بدعت و احکام و ارزشهاى غیر اسلامى نشسته است مرا بپذیرید و به یارى من برخیزید. شما را به راه ارشاد و رستگارى هدایت خواهم کرد.6

از مجموعه سخنان امام حسین علیه السلام اهداف والاى نهضت عاشورا به ‏خوبى روشن مى‏شود که احیاى قرآن، احیاى سنت نبوى و سیره علوى، از بین بردن کج‏رویها، حاکم ساختن حق، حاکمیّت بخشیدن به حق‏پرستان، از بین بردن سلطه استبدادى حکومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصه‏هاى اجتماعى و اقتصادى و... از جمله آنهاست.

از طرف دیگر وقتى اهداف قیام منجى عالم بشریت و ویژگیهاى حکومت جهانى آن حضرت را مورد بررسى قرار مى‏دهیم همین اهداف و انگیزه‏ها حتى با تعابیر مشابه با تعابیر به ‏کار رفته در مورد نهضت حسینى قابل مشاهده است.

حضرت على بن ابیطالبعلیه السلام در توصیف سیره حکومتى امام مهدى علیه السلام مى‏فرمایند:

هنگامى که دیگران هواى نفس را بر هدایت مقدم بدارند او [مهدى موعود علیه السلام] امیال نفسانى را به هدایت بر مى‏گرداند و در شرایطى که دیگران قرآن را با رأى خود تفسیر و تأویل خواهند کرد او آراء و عقاید را به قرآن باز مى‏گرداند. او به مردم نشان خواهد داد که چگونه مى‏توان به سیره نیکوى عدالت رفتار کرد و او تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوى را زنده خواهد ساخت.7

3281621691106123317460176201761956233170.jpg

امام باقر علیه السلام در روایتى مى‏فرمایند:

قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله مردم را به سوى کتاب خدا، سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و ولایت على بن ابى طالب علیه السلام و بیزارى از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد. 8

امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند:

حضرت مهدى علیه السلام تمام بدعتهاى ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهد برد و در مقابل، تک‏تک سنتهاى نبوى را به اجرا در خواهد آورد.9

آن حضرت در جاى دیگر ضمن تصریح به این حقیقت که امام مهدى علیه السلام بر طبق سیره و روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله عمل خواهد کرد؛ درباره اصلاحات انجام شده توسط آن حضرت چنین مى‏فرماید:

قائم آل محمّد صلی الله علیهم به همان شیوه‏اى که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتار مى‏کردند رفتار خواهد کرد آنچه از نشانه و ارزشها و شیوه‏هاى جاهلیت که باقى مانده‏اند از میان برمى‏دارد و پس از ریشه کن کردن بدعتها احکام اسلام را از نو حاکمیّت مى‏بخشد.10

امام صادق علیه السلام در زمینه نوع قضاوت و داورى و برخورد آن حضرت با ظلم و ستم نیز مى‏فرمایند:

چون قائم ما قیام کنند در بین مردم به عدالت داورى خواهند کرد و در زمان او بساط ستم و بیداد از روى زمین جمع خواهد شد و راهها امن شده... و هر صاحب حقّى به حقّ خود دست خواهد یافت و احکام و ارزشهاى حیات‏بخش دینى در سرتاسر جامعه حاکمیّت پیدا خواهد کرد.11

نتیجه آن که علاوه بر مشترک بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدى علیه السلام در زمان حکومت جهانى حضرت ولى عصر علیه السلام بذرها و نهالهاى غرس شده در جریان قیام کربلا به بار خواهد نشست و به برکت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد و تمام اهداف انبیاى الهى از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعى صلح و امنیّت و سعادت را خواهد چشید.

 

    ج) مهدى علیه السلام منتقم خون امام حسین علیه السلام

یکى از القاب حضرت مهدى علیه السلام منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادى در سخنان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است. از جمله در روایتى که از امام محمّدباقر علیه السلام نقل شده، وقتى از آن حضرت سؤال مى‏کنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهى قائم گفته مى‏شود؟ آن حضرت در پاسخ مى‏فرمایند:

چون در آن ساعتى که دشمنان، جدّم امام حسین علیه السلام را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتى در حالى که ناله سرداده بودند عرض کردند پروردگارا! آیا از کسانى که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در مى‏گذرى؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحى فرستاد که: اى فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدّت زمان زیادى. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام‏حسین علیه السلام را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکى از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین علیه السلام انتقام خواهم گرفت.12

در تفسیر آیه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَلیّه سلطاناً...؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما براى ولى او تسلطى بر ظالم قرار مى‏دهیم»...13 از امام صادق علیه السلام روایت شده است که:

مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین علیه السلام است که مظلوم کشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَلیِّه سلطانا» امام مهدى علیه السلام است14

من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت مى‏کنم. در شرایطى که اکنون ما زندگى مى‏کنیم سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله از بین رفته و به جاى آن بدعت و احکام و ارزشهاى غیر اسلامى نشسته است مرا بپذیرید و به یارى من برخیزید. شما را به راه ارشاد و رستگارى هدایت خواهم کرد

امام‏باقر علیه السلام نیز تصریح مى‏کنند:

ما اولیاى دم امام حسین علیه السلام هستیم. هنگامى که قائم ما قیام کنند پى‏گیرى خون امام حسین علیه السلام خواهد کرد.15

در دعاى ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است:

أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا.

کجاست آن عزیزى که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت...16

همچنین روایت شده است که حضرت مهدى علیه السلام پس از ظهور بین رکن و مقام براى مردم خطبه خواهد خواند و در مهم‏ترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود:

اى مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهى که همه ستمگران را به سزاى اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. اى اهل عالم! جدّم حسین بن على علیه السلام را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روى خاکها رها کردند. دشمنان از روى کینه توزى جدم حسین علیه السلام را ناجوانمردانه کشتند...17

در حقیقت با این گونه از عبارات نوید انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین علیه السلام را به جهانیان خبر مى‏دهد...

و هم چنین به دلالت روایات فراوانى شعار یاران امام مهدى علیه السلام پس از ظهور این جمله بسیار الهام‏بخش است:

یالثارات الحُسَین علیه السلام.18

اى بازخواست کنندگان خون حسین علیه السلام.

این جمله اشاره به این معنا دارد که هنگام انتقام خون پاک امام حسین علیه السلام فرارسیده است کسانى که مى‏خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون به‏ناحقّ ریخته حجّت الهى را بگیرند مهیا شوند.

234097710516116912381575088175223479.jpg

    د) مهدى همیشه به یاد حسین

از آنجا که امام حسین علیه السلام با تمام وجود همه توانمندیها و سرمایه‏هاى خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسى برهاند؛ آخرین حجت الهى نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگرى و فداکاریهاى آن حضرت هستند و شب و روز با یادآورى مصیبتهایى که بر ایشان روا داشته شد خون گریه مى‏کنند.

در بخشى از زیارت «ناحیه مقدسه» در این باره مى‏خوانیم:

...اگر روزگار وقت زندگى مرا از تو [اى حسین] به تأخیر انداخت و یارى و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبتهاى تو ندبه مى‏کنم و به جاى اشک بر تو خون گریه مى‏کنم...

بدون تردید این قبیل از تعابیر نهایت محبّت و دلبستگى حضرت مهدى علیه السلام رابه سیّد الشهداء علیه السلام نشان مى‏دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه علیه السلام از جمله از طریق عزادارى براى آن حضرت را مورد تأکید قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنایت بنى امیه به اسلام و انسانیت را افشا مى‏کند.

حتى این به یاد امام حسین علیه السلام بودن در عملکرد سایر ائمه اطهار علیهم السلام نیز به چشم مى‏خورد؛ یعنى آنها نیز در مواقع اشاره به فداکاریها و مظلومیت هاى امام حسین علیه السلام به گونه‏اى موضوع امام مهدى علیه السلام را مورد تأکید قرار داده‏اند به عنوان مثال در دعاى ندبه امام صادق علیه السلام یاد سیّد الشهداء علیه السلام به همراه امام مهدى علیه السلام گرامى داشته شده است. در حقیقت شکایت شهادت جانگداز حضرت امام حسین علیه السلام به ساحت مقدّس حضرت بقیة‏اللّه علیه السلام شده است و درخواست مى‏شود که به عنایت خداوند متعال هر چه زودتر زمینه ظهور فراهم شود بلکه هر چه زودتر مهدى موعودعلیه السلام ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگیرند...و حتى به پیروان اهل بیتعلیه السلام توصیه مى‏شود که در شب میلاد امام عصر (عج) از زیارت امام حسین علیه السلام غافل نشوند.

البتّه این موضوع به همین صورت در مورد امام حسین علیه السلام نیز مطرح است؛ یعنى حضرت اباعبداللّه حسین علیه السلام نیز همواره به یاد مهدى موعود بوده‏اند. در دعاى روز ولادت امام حسین علیه السلام از امام مهدى علیه السلام یاد مى‏شود و در روز عاشورا و در زیارت عاشورا نام و یاد مهدى علیه السلام تسلى بخش قلب سوزان شیفتگان اهل بیت علیهم السلام است.

مجموعه این برنامه‏هاى حساب شده، پیوند عاشورا و امام حسین علیه السلام را با قیام جهانى امام مهدى علیه السلام هر چه بیشتر روشن مى‏سازند.

گذشته از همه آنچه بیان شد، طبق روایات بسیارى که از حضرات معصومین علیهم السلام نقل شده است در بسیارى از مسائل جزئى نیز امام مهدى علیه السلام با امام حسین علیه السلام پیوستگیها و ارتباطات قابل توجهى دارند که از آن جمله است:

1. روز ظهور امام مهدى علیه السلام مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر علیه السلام روایت شده است:

قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا؛ یعنى همان روزى که حضرت اباعبداللّه علیه السلام به شهادت رسیدند قیام خواهد کرد.19

برخى از یاران حسین علیه السلام پس از رجعت در رکاب امام مهدى علیه السلام به یارى آن حضرت خواهند پرداخت و حتى برخى از فرشتگانى که جزء اصحاب امام‏حسین علیه السلام بوده‏اند در خدمت قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله خواهند بود

2. از مجموعه روایات به خوبى روشن مى‏شود همانگونه که امام حسین علیه السلام نهضت خود را از مکه آغاز کردند؛ یعنى پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیت‏اللّه‏ قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، حضرت مهدى علیه السلام نیز از کنار بیت اللّه جهانیان را به بیعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حرکتهاى اصلاحى را تداوم خواهد بخشید و در نهایت مقرّ حکومتى خویش را در کوفه قرار خواهد داد.

3. حتى طنین صداى امام مهدى علیه السلام همان طنین صداى امام‏حسین علیه السلام است. پیام مهدى علیه السلام همان پیام حسین علیه السلام است که فریاد مى‏زند:

اى مردم مگر نمى‏بینید به حقّ عمل نمى‏شود و از باطل خوددارى نمى‏گردد... امر به معروف و نهى از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهى و سنن پیامبر صلی الله علیه و آله آشکار هتک مى‏شود و...

این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حقّ و اعراض از بدیها فرا خواندند:

إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین علیه السلام.

صداى [گیرا و دلنواز] قائم شبیه [طنین خوش] صداى اباعبداللّه علیه السلام است.

4. برخى از یاران حسین علیه السلام پس از رجعت در رکاب امام مهدى علیه السلام به یارى آن حضرت خواهند پرداخت و حتى برخى از فرشتگانى که جزء اصحاب امام‏حسین علیه السلام بوده‏اند در خدمت قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله خواهند بود و... .

«أللّهمّ نرغب إلیک دولة کریمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله...»



1 .بحارالانوار، ج51، ص91.

2 .کشف‏الغمة، ج3، ص294.

3 .منتخب‏الاثر، ص467

4 .اعلام‏الورى، 384.

5 .بحارالانوار، ج45، ص6.

6 .حیاة‏الإمام‏الحسینعلیه السلام، ج2، ص264

7 .بحارالانوار، ج51، ص130.

8 .الزام‏الناصب، ص177.

9 .ینابیع‏الموّدة، ج3، ص62.

10.بحارالانوار، ج52، ص352.

11.همان، ص338.

12.دلائل‏الامامة، ص239.

13.سوره اسراء (17) آیه 33.

14.البرهان فى تفسیر القرآن، ج4، ص559.

15.همان، ص560.

16.دعاى ندبه.

17.الزام‏الناصب، ج2، ص282.

18.النجم‏الثاقب، ص469.

19.بحارالانوار، ج52، ص 285

روایت های خواندنی و نورانی درباره کربلا

http://img.tebyan.net/big/1390/01/3356802031322073410524122011359521624099.jpg

شخصیت، قیام و نهضت امام حسین (ع) همیشه در کلام معصومین (ع) وجود داشته است و عجب آنکه حتی معصومین پیش از امام حسین (ع) نیز اشاراتی به این واقعه و سرزمینی که در آن عاشورا رخ داد، داشته‌اند.

کربلا امام حسین

 در این نوشتار تعدادی از  احادیثی که  در باره امام حسین (ع) که در سایت آیت‌الله محمدتقی بهجت آمده، منتشر می‌شود. 


۱- حریم پاک 


عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (۱بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۱۵)

پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‌فرماید: کربلا پاک‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‏‌ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است. 


۲- سرزمین نجات



قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان. (کامل الزیارات، ص۲۶۹، باب ۸۸، ح ۸ )

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد. 


۳- مسلخ عشق‏ 


قال على علیه السلام: هذا … مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم.(تهذیب، ج ۶، ص۷۳ )

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوش‌بویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند


۴- عطر عشق‏ 


قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۴، ص ۱۶۹٫ )

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوش‌بویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند

.

۵- ستاره سرخ محشر 


قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة. (ادب الطف، ج ۱، ص ۲۳۶، )

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است. 


۶- کربلا و بیت المقدس‏ 


قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس. (۶کامل الزیارات، ص ۲۶۹، باب ۸۸، ح۷ )

امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است. 


کربلا

۷- فرات و کربلا


قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى… (بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۹ )

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

 

۸- کربلا کعبه انبیاء 


قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۴۴ )

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند. 


۹- کربلا، مطاف فرشتگان‏ 


قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۴۴)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند. 


۱۰- راه بهشت‏ 


قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة. (کامل الزیارات، ص ۲۷۱، باب ۸۹، ح ۱٫ )

امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است. 


۱۱- کربلا حرم امن‏ 


قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرماً. (کامل الزیارات، ص ۲۶۷/ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۱۰٫ )

امام صادق(ع) فرمود: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آن که مکه را حرم قرار دهد.(شایان ذکر است منظور از این روایت در عالم بالا است که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت) 


۱۲- زیارت مداوم‏ 


قال الصادق علیه السلام: زوروا کربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته… (۱۲کامل الزیارات، ص ۲۶۹٫ )

امام صادق(ع) فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است. 


 هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند



۱۳- بارگاه مبارک‏ 


قال الصادق علیه السلام: «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فى القرآن،( قصص/۳۰) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هى کربلا. (بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۰۳؛ به نقل از تهذیب)

امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلا است. 


۱۴- شوق زیارت‏ 


قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. (ثواب الاعمال، ص ۳۱۹) 


امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند. 


۱۵- حج مقبول و ممتاز 


قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله. (مستدرک الوسائل، ج ۱ ص ۲۶۶/ )

امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

حج

۱۶- تولدى تازه‏ 


عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام … فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه. (امالى شیخ طوسى، ج ۲، ص ۲۸، )

حمران مى‏گوید هنگامى که از سفر زیارت امام حسین(ع) برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى که مادرش او را زاده است. 


۱۷- زیارت مظلوم‏ 


عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم. (مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۵۳٫ )

از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: هر کس که مى‏خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم ـ امام حسین ـ را ترک نکند. 


۱۸- شهادت و زیارت‏ 


قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء. (مستدرک الوسائل ج ۱۰، ص ۲۵۶ )

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید، چرا که او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است. 


۱۹- زیارت، بهترین کار 


قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یکون من الأعمال. (مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۱٫ )

امام صادق(ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مى‏تواند انجام یابد.  


۲۰- سفره‏هاى نور 


قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام. (بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۷۲٫ )

امام صادق(ع) فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد. 


منبع : جهان نیوز